تااينكه دورهء انحطاط علوم و ادبيات بر خراسان و ايران چيره گرديد كه اوج آن در دورهء افشاريه بود . « 1 »
پيشتر گفته شد كه قرآن و سيره پيامبر ( ص ) مهمترين علل گسترش تمدن اسلامى است كه بدان پرداختيم . اينك در ادامه ، به ديگر عوامل مىپردازيم .
الف ) مسجد ، پايگاه علم و كتاب
مسجد ، تنها محل عبادت نبود ، بلكه مركز زندگى سياسى و اجتماعى نيز بهشمار مىرفت . پيامبرخدا ( ص ) فرستادگان را در مسجد مىپذيرفت و در آنجا به امور مسلمانان رسيدگى مىكرد و براى آنان از سياست و دين سخن مىگفت . مسجد از آغاز ظهور اسلام ، محل اجتماع دانشمندان بود و عالمان حديث و تفسير در آنجا گرد مىآمدند كه بعدها پايگاه تعليم و تربيت گرديد . قاضيان نيز جلسات خود را در مسجد تشكيل مىدادند و خلاصه اينكه سياست از دين جدا نبود . « 2 »
در زمان پيامبر ( ص ) قسمتهايى از قرآن بهصورت متفرق نوشته مىشد و در مسجد ضبط مىگرديد تا مورد استفادهء مسلمانان و اهل علم قرار گيرد . « 3 » بيشتر مساجد داراى كتابخانه بودند و كتابها بهصورت سنتى معمولًا در مسجد جامع شهر قرار داده مىشد . بهتدريج مسلمانان دريافتند كه حفظ و نگاهدارى كتاب آسمانى نياز به محلى امن و قابل اطمينان دارد تا افراد براى دسترسى به نُسَخ قرآن به آنجا مراجعه كنند . « 4 »
تا اواخر قرن دوم هجرى كتابخانهاى به شكل امروزى وجود نداشت و كتب نگاهدارىشده در آنجا نيز بيشتر در زمينه حديث بود . برپايه مدارك موجود ، جمعآورى كتاب و ايجاد كتابخانه يا مخزن - بهصورت شخصى و يا عمومى - از زمان بنىاميه آغاز شد . گويا خالدبن يزيد مجموعههايى از كتب گوناگون داشت كه به نوعى كتابخانه بود . مىگويند در
هامش
( 1 ) . عباس اقبال آشتيانى ، تاريخ مغول و اوايل تيمور در ايران ، ص 479 .
( 2 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 450 .
( 3 ) . محمود راميار ، تاريخ قرآن ، ص 258 ، 269 ، 280 و 281 .
( 4 ) . محمد مكى السباعى ، نقش كتابخانههاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 186 و 187 ؛ بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ص 201 .