دو . تأسيس كتابخانهها و مدارس و انتقال كتابها از حوزههاى تمدنى مجاور به حوزهء تمدن اسلامى ؛
سه . انتقال دانشمندان و به تعبير امروز جذب مغزهاى متفكر به مراكز علمى و آموزشى جهان اسلام .
3 . عصر طلايى تمدن اسلامى كه بهحق بايد آن را عصر شكوفايى فرهنگ عميق اسلامى و ادبيات عرفانى ناميد ( از سده سوم تا سده پنجم هجرى ) . « 1 »
به نوشتهء دكتر زرينكوب ، تمدن اسلامى با گسترش قلمرو خود به تمدنى جهانى بدل گرديد . در شكلگيرى اين تمدن نمىتوان سهم فرهنگها و تمدنهاى پيشين را ناديده انگاشت . اين فرهنگ ، زبانش عربى بود و فكرش ايرانى ، خيالش هندى بود و بازويش تركى ، اما دل و جانش اسلامى بود و انسانى . مدينه ، دمشق ، بغداد ، رى ، نيشابور ، قاهره ، قرطبه ، غرناطه ، قونيه ، قسطنطنيه ، كابل ، لاهور و دهلى ، همهجا تجلىگاه فرهنگ اسلامى بود . « 2 »
تمدن ايرانى از تمدنهاى مهم و اثرگذار بر فرهنگ و تمدن اسلامى است . خدمات ايرانيان به اسلام ، گسترده و همهجانبه است و در ساحتها و جبهههاى گوناگون صورت گرفته است . « 3 »
بهرغم هجوم ويرانگر مغولان و ضربات سهمگين صليبيان كه طى آن بسيارى از مراكز علمى و فرهنگى سرزمينهاى اسلامى نابود گرديد ، نهضتى هنرى - معمارى پديد آمد كه اوج آن از سده نهم تا دوازدهم هجرى ، در هند ، عثمانى و ايرانِ عصر صفوى بود . « 4 »
دورهء دويست سالهء حاكميت مغولان با اينكه ناگوارترين دوره تاريخ ممالك اسلامى بهشمار مىرود ، از نظر داشتن ستارگان علم و فضيلت ، دورهاى با اهميت بسيار است . اين دوره ، ادامه روزگار درخشان نهضت علمى و ادبى دورهء عباسى است كه در آن برجستگانى چون مولانا جلالالدين بلخى ، سعدى شيرازى و علاءالدين عطاملك جوينى در احياى فرهنگ و تمدن اسلامى نقش مهمى ايفا نمودند . اين رونق تا اواخر دورهء تيمورى - ادامه داشت ،
هامش
( 1 ) . علىاكبر ولايتى ، پويايى فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ، ج 3 ، ص 11 و 12 .
( 2 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 31 .
( 3 ) . مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ج 2 ، ص 373 .
( 4 ) . علىاكبر ولايتى ، پويايى فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ، ج 3 ، ص 12 .