بين پزشكان اسلامى ، ابنزهر مانند زكرياى رازى از نظر دقت در تفكيك علم طب از فلسفه و روش مشاهده و تفكر بدون پيشداورى و وابستگى - كه درنتيجه سبب شناخت صحيح بيمارى مىشود - به بقراط نزديك است .
ابنزهر ورمهاى شديدِ پوستهء قلب و پردهء گوشتى محيط بر آن را بهخوبى تشخيص مىداد و با سل روده ( سُلالمَعَوى ) ، فلج بَلعوُمى ( مربوط به مِرى ) و التهاب و چرك كردن گوش نيز آشنا بود . « 1 »
9 . ابنالنفيس
وى علم را در دمشق ، زادگاه خويش فراگرفت و در قاهره به حرفهء پزشكى پرداخت و پس از مدتى رئيس بيمارستان ناصرى قاهره شد . ابنالنفيس شايد بيش از همهء اطباى اسلامى بر « تشريح » تأكيد مىورزيد ؛ چراكه تشريح به فهم وظايفِ اعضاى بدن و درنتيجه به تفوق پزشك مىانجامد . « 2 »
ابننفيس را كاشف گردش خون دانستهاند . وى پس از بررسى و مطالعه تأليفات كالبدشناسى جالينوس و ابنسينا توانست موجز القانون را بنگارد . اين كتاب پس از آنكه در سراسر عالم پزشكى نشر يافت ، به فارسى ترجمه شد و در سال 1828 ميلادى در كلكته و سپس در تهران به چاپ رسيد . ابنالنفيس در سال 686 ق / 1288 م در قاهره وفات يافت . « 3 »
ابنالنفيس بر خلاف آرا و عقايد جالينوس و ابنسينا چنين نوشته است : هنگامى كه خون در بطن راست تصفيه شد ، بايد به بطن چپ كه جوهر حياتى از آن سرچشمه مىگيرد ، وارد شود ، ولى بين اين دو بطن ، مجرايى وجود ندارد ؛ زيرا ساختمان قلب در آن سمت محكم است و در آنجا بهگونهاى كه مؤلفان نوشتهاند ، نه دريچهء مرئى هست و نه آنچنان كه جالينوس معتقد بوده ، مجراى نامرئى ديده مىشود كه خون را به جريان اندازد ، بلكه بهعكس ، خلل و فرج قلب ، بسته و جنس آن در اين قسمت ضخيم است . خون پس از تصفيه شدن بايد بهناچار از راه
هامش
( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 230 .
( 2 ) . همان ، ص 231 و 232 .
( 3 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 377 .