امامصادق ( ع ) نيز در بيانى فرمود :
در قيامت كه خداوند مردم را در يك جا جمع مىكند ، خون شهيدان با قلم دانشمندان سنجيده مىشود و مركب خامه دانشمندان از خون شهيدان برتر است . « 1 »
بدينسان با اين پيام اسلام در گوشه و كنار قلمرو حاكميت اسلام ، عالمان و فقيهان و محدثان و منجمان و فيلسوفان و عارفان و رياضيدانان بسيارى ، از طبقات فرادست و فرودست برآمدند و روستازادگان و محقرانى كه بههيچ گرفته مىشدند ، بر صدر مدرسه و مسجد جاى گرفتند و پايهگذار فرهنگ و تمدن اسلامى شدند . « 2 »
مرحوم كلينى در مقدمه كتاب كافى - يكى از مهمترين كتب شيعى - به بحث درباره اهميت تحصيل علم و آگاهى مىپردازد و لزوم آن را از نظر دين تبيين مىكند . وى تفاوت انسان و حيوان را در طلب علم و آگاهى مىداند و جهل و نادانى را به هيچگونه جايز نمىشمارد تا آنجاكه مىگويد : اگر جهالت جايز بود ، نه تكليفى در عالم بود ، و نه كتابى بر پيامبرى فرود مىآمد و نه كسى به پيامبرى برانگيخته مىشد .
بدينگونه ، كلينى فلسفه دين و نبوت و آمدن پيامبران را مبتنى بر دعوت به تحصيل علم و آگاهى مىداند و دراينباره شرحى دراز مىآورد ، اما نكته جالب پس از آوردن مقدمه كتاب ، چگونگى فصلبندى آن است كه بهگونهاى مرسوم ، ار عبادات و بهشت و دوزخ و جز اينها آغاز نشده است . او بابهاى نخستين را اين چنين مىآورد : كِتاب العَقلِ وَ الجَهل ، كِتاب فَضلِ العِلم و كِتاب التَّوحيد .
منطق دين راستين چنين است كه نخست انسان را به خردورزى و فرزانگى فرامىخواند . ثقة الاسلام كلينى در اين بابها در ضمن چند فصل ، روايات بسيار مىآورد و از آغاز ، اهميت « خرد فطرى » و « خرد كسبى و تجربى » را مىنماياند و سپس عقل بهكار گرفتهشده و فعال را از عقل رهاشده جدا مىسازد و مردمان را بهكار عقلى ( تفكر ) دعوت مىكند . او آنگاه پس از پايان دادن به اين بابها و مسائل بسيارى كه در آنها آمده ، به باب « توحيد » مىرسد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 399 .
( 2 ) . بنگريد به : محمدرضا حكيمى ، دانش مسلمين ، ص 47 و 48 .