تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
نتيجه آنكه ، اگر بخواهيم مهم‌ترين مبانى تمدن اسلامى را نام بريم ، نمىتوان هيچ يك از سه اصل توحيد ، خردورزى و دانش و علم را ناديده انگاشت . البته مىتوان عناصر ديگرى را نيز برشمرد ، اما اينها از يك سو با اهميت‌تر از اين اصول نيستند و از سويى ديگر به نوعى به همين سه اصل باز مىگردند ؛ اصولى كه بىشك از علل اصلى گسترش و پويايى تمدن اسلامى نيز به‌شمار مىروند .

عوامل پويايى و گسترش تمدن اسلامى

براى بررسى علل گسترش تمدن اسلامى مىبايد دو نكته را مطمح‌نظر قرار داد : 1 . از آنجاكه نمىتوان بحث‌هاى تاريخى و مسائل امروزى را به‌آسانى تفكيك نمود ، در بازشناسى علل موفقيت تمدن اسلامى بجاست عواملى كه در گذشته نقش اصلى را داشته و اكنون نيز ايفاگر همان نقش‌اند ، تبيين گردد . 2 . نظر به اينكه اصولًا اسلام دعوتش را بر سه اصل حكمت ، پند نيكو و مجادله احسن مبتنى نموده و تابلوى جاودانه نفوذ و گسترش خود را « لا اكراه في الدين » « 1 » قرار داده و از سويى نيز چون در دنياى كنونى بسيارى مىخواهند جبهه‌هاى نبرد نظامى را به صحنه‌هاى گفتگوى فرهنگى و علمى بدل كنند ، مناسب است در بحث از علل گسترش ، بر ابعادى تأكيد شود كه در اين دنياى جديد ، سازنده و پيش‌برنده است . با توجه به نكات مورد اشاره به‌نظر مىرسد مهم‌ترين سبب موفقيت و گسترش تمدن اسلامى ، قرآن و سيره پيامبراكرم ( ص ) بوده است . در آغاز به ويژگىهاى قرآن دراين‌باره مىپردازيم : 1 . تصور قرآن از خداوند به‌گونه‌اى است كه به‌آسانى فهميده و تصديق مىشود ؛ درحالىكه در اديان ديگر - به‌سبب تحريف - چنين نيست . اختلافى كه در تفسير تثليث مسيحى در ميان فيلسوفان و متفكران علوم الاهى مسيحى وجود دارد و نيز پرسش‌ها و اشكالاتى كه درباره هر يك از اين ديدگاه‌هاست ، شايد در كمتر موضوعى مطرح باشد . اما
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 256 .