تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
كتاب ، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه : جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم ، و بعضى از ما بعضى ديگر را به‌جاى خدا به خدايى نگيرد . » پس اگر [ از اين پيشنهاد ] اعراض كردند ، بگوييد : « شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [ نه شما ] » . قُلْ يا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بآياتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ؛ « 1 » بگو : « اى اهل كتاب ، چرا به آيات خدا كفر مىورزيد ؟ با آنكه خدا بر آنچه مىكنيد گواه است . » عامل ديگر در گسترش و تعالى تمدن اسلامى ، پيامبراكرم ( ص ) و شخصيت معنوى اوست . واكاوى سيره عملى ايشان همواره درس‌آموز و سازنده و راهگشاست ، از اين‌رو مىكوشيم در حوزه‌هاى مختلف فردى و اجتماعى به نمونه‌هايى اشاره كنيم كه موجب توجه يافتن افراد به اسلام و تعاليم اسلامى است . در حوزه بهداشت دهان و دندان ، در سلوك فردى ايشان آمده است كه هر شب سه بار مسواك مىزد : قبل از خواب ، بعد از بيدارشدن و پيش از رفتن به مسجد براى نماز صبح . « 2 » نقل است كه فرمود هيچ‌گاه جبرئيل نزدم نيامد ، جز آنكه مرا به مسواك‌زدن سفارش كرد . « 3 » همچنين فرمود : اگر مردم از فوايد مسواك آگاه بودند ، آن را با خويش به بستر مىبردند . « 4 » درباره بهداشت بدن و محيط ، در سيره عملى حضرت مىخوانيم : هنگامى كه مىخواست به دست‌شويى برود ، كفشش را مىپوشيد و سرش را مىپوشاند . « 5 » او بر پاكيزگى بدن اصرار داشت و مىفرمود : هر چقدر مىتوانيد پاكيزه باشيد ؛ زيرا پروردگار عالم ، اسلام را بر پاكيزگى بنيان نهاده است و جز انسان‌هاى پاكيزه ، كسى به بهشت نمىرود . « 6 » در استعمال بوى خوش نقل شده كه اگر كسى از راهى كه او گذشته بود مىگذشت ، از بوى خوشى كه در فضا بود ، درمىيافت كه
هامش
( 1 ) . آل‌عمران ( 3 ) : 98 . ( 2 ) . محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 16 ، ص 254 ؛ حسن بن فضل طبرسى ، مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 559 . ( 3 ) . محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 73 ، ص 139 . ( 4 ) . همان ، ج 76 ، ص 123 ؛ حسن بن فضل طبرسى ، مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 66 . ( 5 ) . عبدالرحمن بن ابوبكر سيوطى ، جامع‌الصغير ، ج 2 ، ص 331 ؛ حسام‌الدين متقى ، كنزالعمال ، ج 7 ، ص 45 . ( 6 ) . محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 10 ، ص 205 ؛ محمد بن على صدوق ، علل الشرايع ، ج 1 ، ص 99 .