در تاريخ عالمآراى عباسى آمده است كه به فرمان شاهعباس اول ، قلعهء رَبع رشيدى تخريب و بهجاى آن قلعهاى نو ساخته شد . « 1 »
ب ) بيمارستان رَبع رشيدى
بيمارستانى كه رشيدالدين فضلالله در شهر تبريز ايجاد كرده بود ، بخشى از بناهاى رَبع رشيدى بهشمار مىرفت . اين مجموعه درواقع شهركى فرهنگى بود كه خود رشيدالدين بر آن نظارت داشت . « 2 » در بيمارستان ربع رشيدى شصت هزار جلد كتاب دربارهء علوم مختلف موجود بود كه برخى از آنها كتابهاى چينى بودند . همچنين در اين بيمارستان براى درمان بيمارىها ، انواع معجونها و شربتهاى چينى وجود داشت . « 3 »
بيمارستان ربع رشيدى بايد بسيار بزرگ بوده باشد ؛ زيرا در يكى از نامهها درخواست شده است كه سيصد من روغنهاى گوناگون براى آن ارسال گردد . از سويى در اين نامه ، ميزان مصرف داروهاى ساليانهاى چون تخم باديان ، قارچ ، اسطوخودوس ، عرق مصطلكى ، كشوث و خاراگوش نيز از هر يك صد من قيد شده است . در اين بيمارستان پنجاه پزشك خدمت مىكردند كه برخى از آنان از نقاط دوردستى چون مصر و چين و هند و سوريه آمده بودند . هر يك از اين پزشكان نيز وظيفه داشتند ده دانشجو را تعليم دهند . « 4 »
در بيمارستان رشيدى ، جراح و چشمپزشك و شكستهبند نيز مشغول بودند كه هر يك پنج تن از دانشجويان پزشكى را بهعنوان دستيار ، زيردست خود داشتند . « 5 » پزشكان ، پزشكياران ، داروسازان و پرستاران به طور تمام وقت ، كاركنان و مسافران رَبع رشيدى را بهرايگان درمان مىكردند . ناگفته نماند پزشكان و دانشجويان و ديگر شاغلان ، از مقررى كافى و مسكن و غذا و درمان رايگان نيز برخوردار بودند . « 6 »
هامش
( 1 ) . اسكندر بيك منشى ، تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 1361 و 1362 .
( 2 ) . مهدى فرشاد ، تاريخ علم در ايران ، ج 2 ، ص 852 .
( 3 ) . علاءالدين آذرى ، تاريخ روابط ايران و چين ، ص 106 ؛ رشيدالدين فضلالله همدانى ، تاريخ مبارك غازانى ، ص 150 .
( 4 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 448 ؛ بنگريد به : علاءالدين آذرى ، تاريخ روابط ايران و چين ، ص 106 .
( 5 ) . ادوارد براون ، تاريخ طب اسلامى ، ص 148 .
( 6 ) . رشيدالدين فضلالله همدانى ، جامعالتواريخ ، ص 92 .