گرفتگىهاى جگر و كليه را بگشايد . برگ و ميوه و ريشه آن نيز درد جگر را تسكين دهد . « 1 »
بارهنگ ، خشكِ آن گزنده نيست و براى دملهاى كهنه و نو بهترين درمان است . خاصيت بازدارندگى دارد و در مداواى ورم گرم ، سوختگىها ، ورمهاى بيخ گوش و خنازير ( دملهاى گردن ) بسيار خوب است . اين گياه براى معالجهء زخمهاى هميشگى و زخمهاى عميق از هر دارويى بهتر است . اگر بارهنگ مخلوط با گِل اندلسى ( قيموليا ) و اسفيد آب را بر « باد سرخ » « 2 » گذارند ، شفا دهد . همچنين اگر ضماد بارهنگ را بر داءالفيل گذراند ، بازدارندهء سردى است و ورم و آماس را فرونشاند و درد گوش را تسكين دهد . آبپز ريشهاش را نيز در دهان غرغره مىكنند تا درد آرام يابد . بارهنگ را بهجاى سلق ( نوعى چغندر ) در شورباى عدس كنند و بخورند تا صرع درمان يابد . چنانچه افشرهء برگ بارهنگ را در گوش بچكانند ، درد گوش آرام گيرد . ريشهء بارهنگ را فشرده و آبش را در دهان مىگردانند ؛ چرا كه سبب علاج دنداندرد است و زخم و جوش درون دهان را نيز شفا دهد . اگر سرمهكش را به افشرهء بارهنگ بيندازند و در چشم كشند ، « رَمَد » « 3 » را بر طرف نمايد . چنانچه بارهنگ را بهجاى سلق در آش عدس كنند ، براى برونشيت مفيد است . همچنين تخم بارهنگ علاج خونريزى است . « 4 »
بارهنگ ، دفع اسيد اوريك از كليه را افزايش مىدهد و ضدالتهاب و مدر است . برونشيت مزمن ، التهاب مثانه همراه با خونريزى و همچنين بواسير را رفع مىكند تخم و ريشه بارهنگ نيز هر يك مزيتى دارند كه بدان مىپردازيم .
تخم بارهنگ : دم كرده آن سينه را نرم كند و زخمهاى دستگاه گوارش را التيام بخشد . براى درمان ناراحتى ريه و آسم مؤثر بوده و همچنين تقويتكنندهء كليه و كبد و طحال است . اگر هر روز صبح و عصر يك قاشق از آن را با شربت زرشك مخلوط كرده و بخورند ، خون
هامش
( 1 ) . موفقالدين ابومنصور علىالهروى ، الأبنيه عن حقايقالادويه ، ص 299 و 300 .
( 2 ) . نوعى بيمارى عفونى است كه علامت مشخص آن عفونت پوستى خيزدارِ سرخرنگ در قسمتى از صورت است .
( 3 ) . ورمى در چشم كه در طبقهء ملتحمه پديد آيد .
( 4 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب دوم ، ص 203 ؛ شاهين آخوندزاده ، دايرهءالمعارف گياهان دارويى ، ج 1 ، ص 111 ؛ ژان ولاگ و ژيرى استودولا ، گياهان دارويى روشهاى كشت و برداشت ، ص 259 ؛ احمد حاجى شريفى ، اسرار گياهان دارويى ، ص 154 و 155 .