است . « 1 » ابوريحان بيرونى دربارهء اين گياه چنين مىنويسد :
اسطوخدوس در اصل اسطرخس بوده است و لغت هند و سند است و گويند او را با نام جزيرهاى بازخواندهاند كه منبت اوست ، و او نباتى است كه ميوه او تُنُك باشد و سر نبات « سعتر » بُوَد و برگهاى او از برگ سعتر درازتر است و در ميان او شاخهها باشد باريك [ كه ] به رنگ اغبر بود . شاخههاى او چنان كه افتيمون و اسطوخودوس را تخم نبود و او را گفتهاند كه نباتى است كه ساق ندارد و چون او را بمالند ، بوى كافور به مشام رسد . در شهر غزنين افتد و منبت او از زمين هند بر شاور و كوههاى افغان است و در منفعت با رومى برابرست و از رومى سپيدتر و بزرگتر است . « 2 »
مردم در گذشته از پيكر رويشى و گل اسطوخودوس « 3 » استفادههاى دارويى متعددى مىكردند . در تمام فارماكوپههاى معتبر ، از گلهاى اين گياه بهعنوان دارو ياد شده و خواص درمانى آن مورد توجه قرار گرفته است . در حال حاضر از مواد مؤثر اسطوخودوس فرانسوى براى درمان رماتيسم و بيمارىهاى عصبى استفاده مىشود در پارهاى از كشورها ، گونههاى مختلف اين گياه بهعنوان گلهاى زينتى در باغها و پاركها كشت مىشود . از اين گياه در توليد عسلِ با كيفيت نيز استفاده مىكنند . « 4 »
خواص درمانى : تلخ مزه بودن اين گياه ، گدازنده و لطافتبخش است . تناول آن ، بندآمدگىها را بازمىكند و از عفونت نيز جلوگيرى مىنمايد . آبپز آن نيز دردهاى مفاصل و دندهها را تسكين مىبخشد . شربت اسطوخدوس در مداواى بيمارىهاى سر و اعصاب بهترين داروست . بنابراين كسانى كه ضعف اعصاب دارند ، يا از سرما به بيمارى عصب دچارند بايد اين دارو را مصرف كنند . اين گياه در علاج ماليخوليا و صرع نيز سودمند است . البته صفرايى مزاجان نبايد از آن استفاده كنند ؛ زيرا دچار قى مىشوند . اين دارو تشنگىآور است و مجارى بول را استحكام مىبخشد و بلغم و سودا را بيرون مىراند . « 5 »
هامش
( 1 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، ج 2 ، ص 66 .
( 2 ) . ابوريحان بيرونى ، صيدنه ، ج 1 ، ص 55 .
( 3 ). Lavandu lac Flos .( 4 ) . رضا اميدبيگى ، رهيافتهاى توليد و فرآورى گياهان دارويى ، ص 106 و 107 .
( 5 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، ج 2 ، ص 66 ؛ بنگريد به : ابوريحان بيرونى ، صيدنه ، ج 1 ، ص 750 ؛ محمدصادق رجحان ، چكيده نكات برتر و برجستهء دارو و درمان گياهى ، ص 78 و 90 .