استخوانِ فاسدشده بيفتد و قسمت ديگر آن سالم بماند . ممكن است بدون داغگذارى ، با دارو نيز پوستهء فاسد بالاى استخوان بيفتد . مثلًا اين امكان در علاج استخوان فاسدشده در سر وجود دارد . « 1 »
اما در علاج اين بيمارى ، اين نسخه را تجويز كردهاند : زراوند ، زنبق ، مُر ، الوا ، پرزههاى ساق گياه جوانشير ، سوختهء سنگ پا ، برادهء مس و پوست درخت صنوبر را به اندازه مساوى درهم مخلوط كنند و در علاج استخوان فاسد شده بهكار برند . اين داروى عجيبى است كهپوستهء فاسدشدهء استخوان را مىكًند و مىاندازد و گوشت سالم بر آن مىروياند . اگر فاسدشدگى از پوستهء استخوان فروتر رفته است ، بهناچار بايد استخوان را كندهكارى كرد تاهر چه فاسد شده است ، بيرون داده شود و اگر فاسدشدگى به مغز استخوان رسيده باشد ، ناگزيز بايد استخوان را با مغز آن بيرون آورد . اگر دارو مؤثر نيفتاد ، بايد استخوان فاسدشده ( چه جزئى و چه كلى ) را بريد چنانچه استخوان در سر ران ، سرين ( نشيمنگاه ) و يا در مهرهء پشتْ فاسد شده باشد ، از آن رو كه نخاع از ميان آنها عبور مىكند ، بهتر است كه قطع نشود تا به نخاع آسيبى نرسد . اگر به احتمال ، استخوان ازگوشت فاسد تأثير پذيرفته باشد ، بايد گوشت فاسد را از استخوان جدا كرد و آنگاه به علاج استخوان پرداخت . « 2 »
داروى استخوان شكسته
اگر استخوانى بشكند ، به دو طريق مىتوان آن را معالجه كرد : يكى جبر استخوان - كه جداگانه بدان خواهيم پرداخت - و ديگرى معالجه از راه دارو كه در برخى شكستگىها و از جا دررفتگىها مؤثر است . در علاج شكستگى و دررفتن استخوان ، از اين داروى تركيبى استفاده مىكنند :
انار دشتى و ماش پوستكنده ، هر يك به وزن ده مثقال ، مُر ، الوا ، خطمى سفيد و اقاقيا هر يك پنج مثقال ، گِل ارمنى بيست مثقال ، همه را در هم مخلوط نموده و هر بار با سپيدهء تخممرغ بر جاى آسيبديده ماليده شود . اين دارو در حالتى بسيار مفيد است كه جاى آسيبديده ، ورمِ گرم كرده باشد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 512 و 513 .
( 2 ) . همان ، ص 513 و 514 .