( 4189 ) 12 - عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن محبوب ، عن عليّ بن رئاب ، عن الفضيل بن يسار ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه قال : في عبد جرح حرّا قال : إن شاء الحرّ اقتصّ منه و إن شاء أخذه إن كانت الجراحة تحيط برقبته .
و إن كانت لا تحيط برقبته افتداه مولاه . فإن أبى مولاه أن يفتديه كان للحرّ المجروح من العبد به قدر دية جراحته و الباقي للمولى : يباع العبد فيأخذ المجروح حقّه و يردّ الباقي على المولى .
( 4190 ) 13 - ابن محبوب ، عن عبد العزيز العبديّ ، عن عبيد بن زرارة ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في رجل شجّ عبدا موضحة . قال : عليه نصف عشر قيمته .
( 4191 ) 14 - ابن محبوب ، عن الحسن بن صالح قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن عبد قطع يد رجل حرّ و له ثلاث أصابع من يده شلل . فقال : و ما قيمة
شرح
* ( 4189 ) * 12 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر بردهاى مرد آزادهاى را مجروح كند ، چه حكمى دارد ؟ ابو عبد الله گفت : اگر مرد آزاده مايل باشد مىتواند بردهء جانى را قصاص كند ؛ و اگر مايل باشد مىتواند شخص برده را دريافت كند در صورتى كه خونبهاى جراحت معادل بهاى آن برده باشد ؛ و اگر خونبهاى جراحت معادل با بهاى برده نباشد ، خواجهء آن برده خونبهاى جراحت را تسليم مىكند و برده را براى خود نگه مىدارد ؛ و اگر خواجهء برده حاضر به پرداخت خونبها نباشد ، برده را بايد بفروشند تا مجروخ خونبهاى جراحت خود را بردارد و مابقى را به خواجهء برده تسليم نمايند .
* ( 4190 ) * 13 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر كسى با كارد بر سر بردهاى بكوبد و پوست سر او را تا استخوان بشكافد ، چه حكمى دارد ؟
ابو عبد الله گفت : بايد برده را به قيمت برسانند و جانى يك بيستم بهاى او را به خواجهاش بپردازد .
* ( 4191 ) * 14 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر بردهاى دست مرد آزادهاى را قطع كند در حالىكه سه انگشت از انگشتان دست آن مرد شل