( 4185 ) 2 - عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن أبي عبد اللّه ، عن عثمان بن عيسى ، عن سماعة ، عن أبي عبد اللّه قال : عليه السّلام قال : يقتل العبد بالحرّ و لا يقتل الحرّ بالعبد . و لكن يغرم ثمنه و يضرب ضربا شديدا حتّى لا يعود .
( 4186 ) 7 - عليّ بن إبراهيم عن أبيه ، عن حمّاد بن عيسى ، عن حريز ، عن زرارة ، عن أحدهما في العبد إذا قتل الحرّ ، دفع إلى أولياء المقتول فإن شاؤوا قتلوه و إن شاؤوا استرقّوه .
شرح
در مقابل مرد به طريق اولى روا خواهد بود ؛ اما نمىتوانند هم زن را بكشند و هم مازاد خونبهاى مرد را دريافت كنند ، زيرا با اصل قانون كه « جان را در برابر جان بستانند » مخالفت صريح خواهد داشت . و بر همين اساس تورات است كه جراحتهاى زن و مرد به تساوى خود برقرار است ؛ و چون از مرز ثلث فراتر رود و وارد مرز يك دوم شود ، بايد خونبهاى زن تنزل كند تا با خونبهاى مرد برابر نشود ، و لذا اين تنزل تنها در مورد پرداخت خونبهاى زائد است نه اصل قصاص در جراحات ، و چنان كه در حديث 4180 گذشت ، اگر مردى چهار انگشت زن را قطع كند : يا بايد دو انگشت مرد را در برابر چهار انگشت زن قطع كنند ؛ و يا چهار انگشت مرد را قطع كنند و لكن مازاد خونبها را كه بيست شتر باشد به مرد بپردازند .
* ( 4185 ) * 2 - ابو عبد الله صادق ( ع ) گفت : بردگان را به جرم كشتن آزادگان مىكشند ؛ اما آزادگان را به جرم كشتن بردگان نمىكشند ، بلكه بايد بهاى برده را بر او تاوان كنند و شديدا تعزير شود تا ديگر به كشتن بردگان نپردازد .
* ( 4186 ) * 7 - ابو جعفر باقر ( ع ) و يا ابو عبد الله صادق ( ع ) گفت : اگر بردهاى مرد آزادهاى را بكشد بايد برده را به صاحبان خون تسليم كنند ، تا اگر بخواهند برده را به جرم قتل عمدى بكشند ، و اگر بخواهند بردهء خود سازند .