إلى النبيّ صلى اللّه عليه و آله فقالت : زوّجني فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : من لهذه ؟ فقام رجل فقال :
أنا يا رسول اللّه زوّجنيها . فقال : ما تعطيها ؟ فقال : ما لي شيء . فقال : لا . قال :
فأعادت فأعاد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله الكلام فلم يقم أحد غير الرّجل ثم أعادت .
فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله في المرّة الثالثة : أتحسن من القرآن شيئا قال : نعم ، فقال : قد زوّجتكها على ما تحسن من القرآن فعلّمها إيّاه .
شرح
گفت . چه كسى خواهان اين خانم است ؟ مردى برخاست و گفت : يا رسول الله من . مرا با اين خانم تزويج كن ، رسول خدا گفت : به عنوان كابين و صداق ، به او چه خواهى داد ؟ آن مرد گفت : من چيزى ندارم . رسول خدا گفت :
نمىشود . آن خانم دو مرتبه و باز سه مرتبه برخاست و پيشنهاد خود را مطرح كرد و رسول خدا به ياران حاضر گفت : كسى هست كه خواهان اين خانم باشد ، و غير از همان مرد اولى ، خواهانى پيدا نشد ، در مرتبهء سوم رسول خدا به آن مرد گفت : آيا از قرآن مجيد ، چيزى آموختهاى ؟ آن مرد گفت : آرى . رسول خدا فرمود : اين خانم را با تو جفت و همسر كردم در برابر اين كابين كه « آموختهء خودت را به او بياموزى » . برو و آموختهات را به او بياموز .
شرح : اين صورت تزويج ، ريشهء قرآنى دارد . قرآن مجيد ، در سورهء قصص آيهء 27 و 28 حكايت مىكند كه شيخ مدين دختر خود را با موسى بن عمران ( ع ) تزويج فرمود و كابين عروس اين بود كه موسى بن عمران هشت سال براى شيخ مدين شبانى كند . اين عقد ازدواج بهاينصورت تحليل مىشود كه شيخ مدين هشت سال موسى بن عمران را در استخدام خود نگه دارد و در برابر اين استخدام ، كابين عروس را شخصا متعهد شود و موقع عروسى به صورت جهاز ، همراه عروس كند .
در اين حديث ، رسول خدا - صلوات الله عليه - از باب ولايتى كه بر جان و مال مسلمين داشت ، عقد ازدواج را امضا كرد و به شوهر دستور