باب النشوز ( 3401 ) 3 - حميد بن زياد ، عن ابن سماعة ، عن الحسين بن هاشم ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ :
« وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً »
[ النساء : 128 ] قال : هذا تكون عنده
شرح
شرح : همسران رسول خدا از تنگى معاش خود نالان و دلگير بودند .
يك روز سخنى در ميان آمد كه خاطر رسول خدا را مكدر كرد . رسول خدا با حالت قهر خانه را ترك كرد و ديگر به خانه نيامد . شبها به خارج مدينه مىرفت و در غرفهء ماريهء قبطيه بسر مىبرد . يك ماه گذشت . بعد از يك ماه ، آيهء 28 و 29 سورهء احزاب نازل شد و رسول خدا را مكلف نمود تا همسران خود را مخير سازد كه يا با زندگى سادهء او بسازند و يا طلاق بگيرند و دنبال آرزوهاى طلائى بروند . منظور آيه اين بود كه اى رسول گرامى ، تا كى مىخواهى و يا مىتوانى به قهر و آشتى ادامه دهى ؟ اينك يك ماه مىگذرد كه خانهات را ترك كردهاى و سروسامان درستى ندارى . اينگونه زندگى تو را فرسوده خواهد ساخت . تكليف خود را با آنان روشن كن به آنان بگو يا به همين زندگى ساده و محقر بسازند و در انتظار نعمت آخرت بنشينند و يا طلاق بگيرند و جوياى زندگى پرنازونعمت باشند .