فربّما نقص وغرم وربّما استفضل وزاد . قال : لا بأس به إذا تراضيا .
( 2796 ) 10 - أحمد بن محمّد ، عن محمّد بن سهل ، عن أبيه ، عن عبد اللّه بن بكير ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : سألته عن رجل يزرع له الزعفران فيضمن له الحرّاث على أن يدفع إليه من كلّ أربعين منّا زعفران رطب منّا ويصالحه على اليابس ، واليابس إذا جفّف ينقص ثلاثة أرباعه ويبقى ربعه وقد جرّب ، قال : لا يصلح . قلت : وإن كان عليه أمين يحفظ به لم يستطع حفظه لأنّه يعالج باللّيل ولا يطاق حفظه . قال : يقبّله الأرض أوّلا على أنّ لك في كلّ أربعين منّا منّا .
شرح
أبو الحسن گفت : در صورتي كه هردو تن رضا بدهند ، مانعى ندارد .
توجه : اين تعهد ، ضمانت شرعي واجرائي ندارد ، ولذا مىفرمايند كه بايد هردو تن راضى باشند .
* ( 2796 ) * 10 - به أبو عبد اللّه صادق - عليه السلام - گفتم : اگر كسى زمين خود را به مزارعه بسپارد وكشاورز ، تعهد كند كه بعد از برداشت محصول ، در برابر هرچهل من محصول زعفران ، يك من به مالك زمين تحويل بدهد ، با اين مصالحه كه سهم أو را از زعفران خشك كرده تحويل بدهد ، وأساس مصالحه بر اين تجربه قرار دارد كه زعفران تر ، هماره بعد از خشك شدن ، سهچهارم وزن خود را از دست مىدهد . اين مزارعه چه صورت دارد ؟ أبو عبد اللّه گفت : اين مزارعه صلاحيت شرعي ندارد . من گفتم : اگر بر سر كشاورز ، مأمور بگذارند ، بازهم نمىتواند مراقبت كند ، زيرا خشك كردن زعفران ، شبانه صورت مىگيرد وكسى نمىتواند پابپاى زارع بيدار بماند ومراقبت كند . أبو عبد اللّه صادق - عليه السلام - گفت : أول قبالهء زمين را به اين صورت بنويسند كه از هرچهل من زعفران تر ، يك من زعفران تر ، به مالك برسد ، وبعدا مصالحه كنند .