دوست داشت . لباس او از نوع پارچهء دستبافت نخى بود و از لباس عالمانه پرهيز مىكرد . در لكنهو خانهاى بزرگ داشت كه در جنگ آزادى 1857 م ويران شد . وقتى برادر جوانترش مولانا اعجاز حسين خبر داد ، وى با بىتوجهى پاسخ داد : « خوب شد اسباب خودبينى شكست » .
نان خشك را بر غذاى لذيذ ترجيح مىداد ، بيماران را معالجه و به آنها كمك مىكرد .
سليمان ، نايب بريتانيا به او بسيار احترام مىگذاشت .
راجه رتن سنگه او را به منطقهء حكومت خود به چركهارى دعوت كرد امّا او شهريهء بيش از صد روپيه را رد كرد و در آن منطقه به بهبود وضع فقرا و بيماران پرداخت و خود مىگفت كه براثر و با يا گزيدن مار خواهد مرد و اتفاقا در 2 ربيع الاول 1282 ه ق / ماه اوت 1865 م به بيمارى و با مبتلا شد و در آخرين لحظه يك مرتاض هندو نزدش آمد و گفت كه آقاى مولوى نام امام را بر زبان جارى كن . مولانا هم « يا على » گفت و خاموش گشت و در چركهارى به خاك سپرده شد .
مفتى تاريخ وفات او را اينطور گفته است :
ائه گئى مولوى سراج حسين * جن سى پهولا پهلاتها باغ دين
اس مصيبت كى سال كى تاريخ * كر رقم اب بجها چراغ دين
1282 ه ق
( ترجمه : مولوى سراج حسينى كه به وجودش باغ دين سرسبز بود ، از دنيا رفت . سال تاريخ اين مصيبت را بنويس : چراغ دين خاموش شد ) .
مزار وى در چركهارى محل زيارت مردم است و با زيارت قبر او دعاهاى مردم اجابت و كرامات وى ظاهر مىشود . مىگويند كه سالى قحطى اتفاق افتاد . يك نفر هندو در ظرفى برنجى ، آب آورده بر قبرش ريخت و گفت :
« مولوى بابا ، ما داريم تلف مىشويم باران بفرست . »
كار خدا بود كه همان روز باران آمد .
از فرزندان او مولانا عنايت حسين و مولانا كرامت حسين قاضى را مىتوان نام برد .
سراج الدّين عليخان 1244 ه ق / 1829 م
قاضى القضاة سراج الدّين عليخان از اهالى موهان بلوك اناؤ بود ، تحصيلات خود را در لكنهو به پايان رسانيد و در طب ، فلسفه ، ادب و علوم مذهبى به كمال رسيد . هم شاعر و هم طبيب بود ، به مرشدآباد و كلكته سفر كرد . كمپانى منصب قاضى القضاة را به او واگذار كرد و به سبب مقام