سيد ابراهيم ، وى از سيد عبد اللّه ، وى از سيد عبد الرزاق ، وى از جيلانى يافته است » .
در علوم ظاهرى و باطنى و منطق و حكمت و نيز نجات و سيميا و هيميا و كيميا و غيره عديل و نظير نداشته و از انجيل و تورات باخبر بوده زيرا رهبانان به او مىآموختهاند و اورنگ زيب عالمگير آن جناب را در رقعات ، سيدى و سندى مىنوشت .
از پورب ( شرق ) در بندر سورت تشريف آورده سكونت اختيار فرمود و فخر العلماء عهد خود بوده است .
حاشيه بر حكمت و رسالهء كشف الحق و رسالهء چهل بيت مثنوى و رسالهء ثبوت مذهب شيعه و رسالهء تحفة الرسول و حاشيهء يمين الوصول در فقه و آداب البحث در منطق و حواشى بر حاشيهء قديم و جديد و غيره از تصانيف اوست .
بيست و ششم ماه جمادى الاولى 1138 ه ق رحلت فرموده و نزديك مكان خود در فعلى سرا مدفون شده است .
جناب قطب اقطاب زمان رفت * ازين دار فنا ، سوى جنان رفت
مشايخ را تفاوت در مكين شد * چو سعد اللّه سيد از ميان رفت
ز مكر و غدر كذاب فسونگر * به حق پيوست و در دار امان رفت
ز هجرش اهل ايمان چون ننالند * كه از دنيا پناه مؤمنان رفت
نمانده صبر و طاقت زين مصيبت * قرار و صبر طير و انس و جان رفت
صداى گريه و فرياد و نوحه * ز بالاى زمين تا آسمان رفت
هزار افسوس زين ماتم كه هردم * دريغا بر لب كروبيان رفت
به كثرت خلق گر ديده گرفتار * از آن روزى كه آن وحدت نشان رفت
مريدان سربرهنه چون نباشند * كه از فرق سرشان سايبان رفت
براى فاتحه ، هركس برآمد * ز چشم خويشتن گوهرفشان رفت
ز بهر سال تاريخ وصالش * به هاتف التماس اين و آن رفت
كه وا ويلا كشيد و آه گفته * ز عالم نايب صاحب زمان رفت
1138 ه ق
از آن جناب سه پسر باقى ماند :
سيد عبد العلى متخلص به عزلت ، نادرهء زمان و مجتهد مذهب اماميه ، احوالش در شعرا تحرير يافته است و سيد عبد اللّه و سيد عبد الوالى كه ميرزا باقر پسر سيد عبد الوالى بوده و در