سامره رسيد و در آنجا با آقا بزرگ ميرزا محمّد حسين شيرازى و در نجف با ميرزا حبيب اللّه رشتى و شيخ على يزدى و در كربلا با ميرزا محمّد حسين شهرستانى ملاقات كرد و همهء شخصيتهاى بزرگ زينتبخش مسند اجتهاد او شدند . سبط حسين از محضر همهء استادان استفاده برد اما كسب فيض از درسهاى آقاى شهرستانى و آقاى شيرازى سيزده سال به طول انجاميد و دو دوره را تمام كرد و در فقه و اصول به درجهء اجتهاد رسيد .
درس آقاى محمد حسين شيرازى را هميشه ياد مىكرد و مىگفت : اگر آقاى شيرازى بازهم زنده بود من تا آخر عمر در درس وى شركت مىكردم .
آقاى شهرستانى هم به او احترام مىگذاشت و مىخواست كه او درس خارج را شروع كند امّا مولانا اين درس را شروع نكرد بلكه بعد از وفات وى درس خارج را در كربلا آغاز نمود .
از سال 1319 تا 1323 ه ق از طرف شيوخ و اكابر عراق و ايران اجازهها دريافت كرد و آنگاه به وطن خود بازگشت .
علماى لكنهو از وى استقبال كردند و مقام علمى او را ستودند ، بهطورى كه بعد از علن ، مولانا سبط حسين مرجع شبه قارهء هند شد .
وى رئيس مدرسهء سليمانيهء پتنه و مدرسهء منصبيهء بيروت بود ، و چون بزرگترين اصولى عهد خود به شمار مىرفت . او علاوه بر درس و تدريس كتابهايى مهم نيز تأليف كرده است .
در اصول و فقه ، عقايد و كلام و نيز در ادب و شعر عربى ، فارسى و اردو متبحر بود . در علم طب هم مهارت تام داشت و در معالجهء بيماران و تشخيص مرض ممتاز بود . در اواخر عمر به جونپور رفت و در همانجا در 4 مارس 1952 م / جمادى الثانى 1372 ه ق درگذشت .
فرزندان متعدد داشت كه از آن جمله مىتوان محمّد باقر شمس را كه در تاريخ و ادب شهرت دارد ، نام برد .
تصانيف او عبارتند از :
زواهر الدّرر ، احوال حضرت حجّت ، ( اردو ، چاپى ) .
هات الغدير عن خير الغدير ، ( اردو ، چاپى ) .
صفائح العقيان فى بحث تحريف القرآن ، ( اردو ، چاپى ) .
مشارع الشرائع ( اصول فقه ، اردو ، چاپى ) .
فرائد الافكار ، بحث در نظر ريبه ( اردو ، چاپى ) .