نوشتههاى منظوم و منثور او به زبان اردو مورد تأييد همگان قرار داشت .
فضائل و مصائب محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و روايات قديمى را به سبك جديد بيان مىكرد و اهل دانش و بينش به او گرايش پيدا كردند . در ادب و علم و نكتهآفرينى هم سليقهاى بخصوص داشت و تمام علما را شگفتزده كرد . نكات تفسير و حديث يا موضوعات خاص و عام كلام و فلسفه را هرطور كه مىخواست ، مىنوشت و مىگفت .
حكومت وقت در سال 1925 م او را به شمس العلماء ملقب كرد و اهل علم او را خطيب آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىگفتند . نامهاى وصفى ديگر او « بلبل بوستان خطابت » و « عالم شيوابيان » بود .
وى در 28 محرم 1354 ه ق / 2 مى 1935 م در لكنهو وفات يافت . خبر وفاتش در تمام كشور همچون آتش به زودى فراگير و منتشر شد ، روزنامههاى كشور و ويژهنامههاى وفات او را به چاپ رسانيدند ، دانشمندان كشور به عزا نشستند . در تشييع جنازهاش شيعه ، سنى ، هندو و مسيحى همه شركت كردند بهطورى كه نظيرش قبلا ديده نشده بود ، در ساحل درياى گومتى جنازهاش را غسل دادند و در حسينيهء غفران مآب روبهروى دروازهء مسجد در صحن كوچك به خاك سپرده شد .
متأسفانه ديوان او به زبان اردو ، فارسى و عربى به چاپ نرسيد و گرنه به گنجينهء ادب گوهرى قيمتى اضافه مىشد ، من دو بيت شعر از او را پيدا كردهام ، كه در سطح بسيار عالى سروده شده است :
يهاب زئير الليث و الليث باعد * فكيف اذا لليث المهيج اطلقا
و قرطان جوّالان كالقلب خافقا * كنجمين بالبدر التمام تعلقا
در تأسيس كالج شيعه لكنهو همراه با رؤسا و راجگان با درآمد قابل ملاحظهء خود كمك كرد .
به نظر من بنيانگذاران آن كالج سه نفر بودند : مولانا سبط حسن ، نواب فتح عليخان قزلباش و نواب حامد عليخان ، رامپور رحمة اللّه عليهم .
هنگامى كه در سال 1337 ه ق مدرسة الواعظين لكنهو تأسيس شد ، وى به عنوان اولين رئيس آن مدرسه به كار مشغول شد .
مولانا به كتاب و كتابخانه عشق مىورزيد . كتابخانهء بسيار قيمتى او به وسيلهء راجهء محمودآباد نگهدارى مىشد .
تصانيف او عبارتند از :
ترجمهء محيط الدائرة ، در علم عروض ( چاپ شده ) ؛ الحجر الدامغ المعروف بالعذاب الواقع ( واقعهء غدير ، چاپ شده ) ؛ جواهر الكلام ، ده مجلس ( چاپ شده ) ؛