وقتى غفران مآب به لكنهو آمد علوم عقلى علىرغم علوم دينى و اصول فقه در مسير اوج خود قرار گرفته بود . شيخ على خزين و شاگردان خان علامه تفضل حسين خان ، ملا حمد اللّه و ملا حسن در اين رشته كار مىكردند . مولانا دلدار على نيز در علوم معقول شهرت پيدا كرده بود .
در اين زمان مولانا ميرزا محمد عسكرى مفتى شهر بود و مبلغ پانصد روپيه به عنوان حقوق ماهيانه از حكومت دريافت مىكرد . مولانا دلدار على از شاگردان آية اللّه بهبهانى و سيد على طباطبايى به شمار مىآمد ( و مانند يك مجتهد زندگى مىكرد ) ، وى اگر چه از مناصب دولتى دور بود ، اما مردم براى او احترام خاصى قايل بودند . نواب حسن رضا خان ، مولانا دلدار على را از نصيرآباد به لكنهو دعوت كرد و با عزت و احترام او را پذيرا شد . مولانا هم در آنجا به تدريس و تأليف پرداخت ، اصول فقه و اجتهاد را توسعه داد و مذهب اخبارى را باطل ساخت . كتاب او در اينباره به نام « اساس الاصول » قابل ذكر است . كوشش پنجششسالهء وى به ثمر رسيد و دست كم دو شاگرد ممتاز تربيت كرد . ملا محمّد على پادشاه رسالهاى به نام « فضيلت نماز جماعت » براى مرحوم آصف الدوله نگاشته بود كه در آن نامه از دلدار على به خوبى ياد كرده و چنين نوشته است :
« عاكف كعبهء مقبلى و سعيد ازلى ، مير دلدار على است كه از سالكان راه مقربان درگاه است .
بشرى است فرشته سيرت و آدمى قدسى سرشت كه انوار عرفان و اشعهء ايمان از او درخشان است . فروغ علم و عمل از چهرهاش تابان ، رافع اعلام شعاير شرع سيد الانام و سرمايهء بركت خاص و عام ، زبدهء اذكياى فحول ، جامع منقول و معقول ، بحرى است مواج و ملكى امتزاج ، بالاهتداء حقيق و بالاقتداء يليق .
از مجتهدين كربلاى معلّى و مشهد مقدس ثامن الائمه . . . كه بر محل اعتبار ايشان طلايش كامل عيار گشته ، تحمل مشقتهاى دور و دراز كرده ، گوهر اجتهاد را به دست آورده ، سعيش مشكور و مشقّتش مأجور باد » .
« صدق اللّه العظيم
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 »
پرهيزكاران ديگر نيز از تلامذهء ايشان : ذو النفس القدسية و الخصال الملكية سيد مرتضى و ميرزا محمد خليل زاير است .
اين نامه بدون تاريخ است . اما از اولين نماز جماعت كه در تاريخ 13 رجب
هامش
( 1 ) - عنكبوت / 96 .