1200 ه ق / 12 مى 1786 م برگزار شد استنباط مىشود كه اين نامه حدود سال 1199 ه ق نوشته شده باشد .
مولانا محمد على پادشاه كه حامى دين بود در فيضآباد در دفتر نواب بهو بيگم فردى بانفوذ بشمار مىرفت .
اولين اثر سخنرانيهاى مولانا اين بود كه آصف الدوله عادت ترياك كشيدن را ترك و توبه كرد .
سپس حاميان گمراه اخبارى درس فقه و اصول را شروع كردند .
سرفراز الدوله حسن رضا خان مبلغ يكصد و پنجاه هزار روپيه براى خريد كتاب و تأسيس كتابخانهء بزرگ اسلام داد . مجالس درس تشكيل شد و مولانا دلدار على در سايهء حكومت مذهب شيعه لكنهو به ترويج و تبليغ دين پرداخت . وى در برپايى نماز جمعه و از بين بردن بدعتها و نيز در پيشرفت دروس اجتهاد كوشش فراوان كرد و حكومت اوده بعد از حكومتهاى دكن در استحكام و رواج مذهب شيعه در شمال هند مؤثر بود و موفقيت بزرگى در اتحاد شيعه و سنى به دست آورد .
در لكنهو مناطق شيعه و سنى آباد بود . علماى سنى مقتدر بودند . حكومت اوده از علماى سنى و شيعه قاضى و مفتى برگزيد . علماى شيعه در نظام حكومت تسنن هيچگونه مداخله نداشتند و سنيان نيز در امور شيعيان دخالت نمىكردند و طلاب هر دو مدرسه شيعه و سنى از استادان يكديگر استفاده مىكردند ، محيط برادرانهاى به وجود آمده بود و يك جان و دو قالب بودند .
در زمان آصف الدوله دعوى قضايى بين مير منصور و ميرسنگى اتفاق افتاد و تا مدتى ادامه پيدا كرد . مفتى غلام حضرت ( درگذشته به سال 1234 ه ق ) و صدر الصدور مفتى جلال اين قضيه را نتوانستند حل و فصل كنند براى حل اين مشكل به مولانا دلدار على رجوع كردند و مولانا اختلاف را خاتمه داد .
از اين قبيل وقايع زياد است كه همه نشانگر علوّ همت و سياست مولانا بود . هنگامى كه شاه غازى الدّين حيدر بر تخت جلوس كرد خدمات دينى مولانا دلدار على به سى سال رسيده بود .
فرزندش نيز كه در سال 1199 ه ق متولد شده و در آن موقع سىساله بود در علوم دينى پدرش را يارى مىداد . مولانا در آن وقت به مرجعيّت بزرگ علمى در سن هفتاد و هشتسالگى رسيده بود .
در 23 جمادى الاولى 1235 ه ق وصيتنامهاى نوشت و فرزند بزرگش را قائم مقام خود كرد و دو ماه و هفت روز بعد از اين وصيت دار فانى را وداع گفت .
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٢٤٩