وفات مولانا دلدار على غفران مآب 19 رجب 1235 ه ق ، مطابق 3 مى 1820 م اتفاق افتاد .
وفات او براى لكنهو حادثهاى مصيبتبار بود . مولانا سيد محمد بر جنازهاش نماز خواند و او را در حسينيهء خود به خاك سپرد از آن تاريخ تاكنون مولانا دلدار على به غفران مآب موسوم گشت .
مراثى فراوان دربارهء او سروده شد كه از آن جمله قطعهاى جامع از مولانا احمد على بدين شرح است :
فقيه و مجتهد و عالم و مروج دين * شريف مكهء علم و كمال و فضل و تقا
ضياى ديدهء دروازهء مدينهء علم * عزيز مصر سيادت ، سپهر مجد و علا
نديد چشم فلك مثل آن مجدد دين * كه شاهدند به فضل و بزرگيش اعدا
جمال در خور علم و كمال داشت ازين * كه بد ز روز ازل مهبط فيوض خدا
به آبيارى ارشاد آن سحاب فيوض * دميد در گل ناچيز هنديش گلها
رسيد چون شب تاسع عشر ز ماه رجب * سفر به روضهء رضوان نمود از دنيا
درين مصيبت جانكاه شيعيان يكسر * به سوز سينه نمودند ماتمش بر پا
چو اين مصيبت عظمى در اهل دين رو داد * به دل گذشت كه تاريخ آن كنم انشا
سروش غيب همان وقت ناگهان فرمود * ستون دين به زمين اوفتاده وا ويلا
( 1235 ه ق )
غفران مآب در دوران آخرين حكومت خودمختار و بزرگ هندوستان همچون آفتاب مىدرخشيد و تاريخ را از انوار علمى خود روشن مىساخت . وى اولين عالم نامور شبه قارهء هند است كه براى تحصيل علوم اجتهاد به عراق رفت و از محضر آية اللّه محمد باقر بهبهانى كسب فيض كرد و به وطن خود بازگشت و آموختههاى خود را با زبان و قلم به عموم مردم رسانيد .
علماى ايران و عراق وى را همپايهء خود مىشناختند و با القاب برجسته از او ياد مىكردند .
غفران مآب توفيق يافته بود كه در شبهاى قدر و ساعات مبارك در زير قبهء حضرت امير مؤمنان به دعا مشغول شود و از خداوند بزرگ بخواهد كه نسل او به دين وابسته گردند و از ميان آنها علما و مجتهدانى بزرگ به وجود آيند ، دعايش در پيشگاه حق مستجاب شد ، چنانكه بيش از دويست سال است كه از اين سلسله به نيكى ياد مىشود .
نواب آصف الدوله بنا به پيشنهاد مولانا نهرى اماكن مقدسه نجف و كربلا را با هزينهاى هنگفت مرمت و نيز به مدارس و طلاب كمك كرد . مولانا كتابخانهاى بزرگ تأسيس كرد و به تعمير مساجد پرداخت تا آنجا كه دو مسجد به نام او شهرت دارد ، يكى در نصيرآباد و ديگرى در