پانزده هزار روپيه فرستاد و هر دو بقعه را تعمير كردند .
شخصى در لكنهو براى فروش مرواريد آمده بود و به منزل سيد العلماء مراجعه كرد . مولانا به خادم خود گفت كه يك ليوان آب آورده ، مرواريد را در آن بيندازد . تاجر هراسان شد و جعبه را بست . مولانا گفت : تو شهر را غارت كردهاى ، ديگر به اين شهر نيايى . معلوم شد كه تاجر تمام مرواريدها را از نبات درست كرده بود .
شفقت و محبت به مساكين از خصوصيات فطرت او بود . يك روز كه مشغول تعقيبات نماز و دعا كردن بود ، سائلى آمد و در حالت ناراحتى دستش را نزديك دهان وى برد و با صداى بلند فرياد زد : « من از گرسنگى دارم مىميرم و حال آنكه دعاى شما تمام نمىشود . »
حاضران خواستند او را دور كنند ، اما وى مانع شد و نياز سائل را برآورد و از وى عذرخواهى كرد .
روزى دو نفر شالگردن وى را با دست كشيدند ، سيد در حال خفه شدن بود . زبدة العلماء به آن دو نفر حرفهاى تند زد ، سيد ناراحت شد و به آن دو نفر گفت : واقعا در انجام كارهاى شما تأخير شده و من معذرت مىخواهم و تا چند روز با پسر خود ( زبدة العلماء ) صحبت نكرد .
اوراق الذهب كتابى نفيس در زمينهء ادبيات عرب و سوانح است ، در اين كتاب شرح زندگى مولانا سيد حسين و ويژگيهاى او از قبيل زهد و تقوا ، ترك دنيا ، صبر و تواضع و عشق به عبادت به نحو احسن بيان شده است .
مفتى محمد عباس بيان مىكند :
سيد العلماء بيمار شد و بيمارى او شدت يافت ، در آخر ماه شعبان كمى بهتر شده بود كه ماه رمضان رسيد و او روزه گرفت . من ( مفتى محمد عباس ) و اطباى ديگر او را از روزه گرفتن منع كرديم اما او به شوق ثواب و ذوق عبادت ، روزه را ترك نكرد . هرچند ناتوان شده بود ، ولى سعى مىكرد كه مردم ، مانع روزه گرفتن و اعمال عبادى او نشوند . وى در حال كسالت نماز و موعظه را ترك نمىكرد . روزى بر منبر به لرزه افتاد و بسيار بىحال گشت ، از بالاى منبر پايين آمده به منزل رفت ، كمى بعد جنازهاى آوردند تا بر آن نماز بخواند ، مولانا آن قدر بىحال بود كه از خواندن نماز معذرت خواست ولى براثر پافشارى مردم با همان حال ، بيرون آمد و نماز را برگزار كرد . در آخرين روز ماه رمضان همانطور كه دعاى وداع ماه رمضان را از صحيفهء كامله مىخواند ، گريه مىكرد . مفتى ( محمد عباس ) پرسيد ، آقا شما اين اعمال را هميشه در ماه رمضان بهجا مىآورديد اما كيفيتى را كه امسال مىبينم قبلا نديده بودم . گفت : به نظر من اين آخرين ماه
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٢١٩