حسين صانه عن كل شى و رزقه شفاعة سيّد البشر رسول الثقلين صلّى اللّه عليه و آله - و كان ذلك يوم الاحد خمس بقين من شهر جمادى الآخرة سنة ست و اربعين بعد الف و مائتين من الهجرة النبوية على الصادع بها الف تسليم و تحيه » .
قد ميانه ، اندامى لاغر ، چهرهاى نورانى و محاسنى انبوه داشت . هرچه شهرتش فزونى مىيافت متواضعتر مىشد . وى با بيوهزنان و يتيمان مهربان بود و با طلاب و زايران با شفقت رفتار مىكرد . دعاى او قبول مىشد و مؤثر اللسان بود .
مفتى محمّد عباس در اوراق الذهب نوشته است : « يك سال باران نباريد ، موسم باران تمام شده بود ، مردم گريهكنان دعا مىكردند ، اما از باران خبرى نبود حتى قطرهاى هم نباريده بود .
سيد العلماء براى استسقا به صحرا رفت ، افراد زيادى گرد آمده بودند ، هنوز عباى خود را جمع نكرده بود كه ابرى سياه نمودار شد و باريدن گرفت .
مولانا سيد حسين عليين مكان ، مدارس را تأسيس و مساجد را تعمير و ائمه و واعظان را در مساجد دور تعيين كرد . كتابها را به چاپ رسانيد ، به علما و طلاب كمك كرد ، ترتيبى داد تا شهريه براى افرادى چند تعيين شود . يكى از آنان ميرزا غالب بود .
علاوه بر شبه قارهء هند ، به عراق ، نجف و كربلا هم رفت و به علما و طلاب آنجا كمك كرد و به مرمت اماكن مقدس همّت گماشت .
سيد العلماء عليين مكان ، براى تعمير نهر آصف الدوله نجف يكصد و پنجاه هزار روپيه ، براى تعويض در نقرهاى روضهء حضرت عباس عليه السّلام و تعمير ايوان طلايى آن سى هزار روپيه فرستاد و براى طلاكارى گنبد روضهء عسكريين سامره و تأسيس مسافرخانهها يكصد و پنجاه هزار روپيه فراهم كرد و مقبرهء حرّ را بازسازى نمود . كل اين رقم را به آية اللّه شيخ محمد حسن جواهر الكلام و آية اللّه سيد ابراهيم ، مصنف ضوابط الاصول تقديم كرد ، در اين مورد ، نامههايى هم در « ظل ممدود » به چاپ رسيده است .
دويست تا دويست و پنجاه هزار روپيه از طرف خود و هزاران روپيه از طرف محمّد عليشاه پادشاه اوده و رؤسا براى خدمات حرمين فرستاد .
( ورثة الانبياء ، ص 118 ) .
امجد عليشاه بعد از محمد عليشاه بر تخت سلطنت جلوس كرد ، او هم به سيد العلماء بسيار احترام مىگذاشت اما مولانا به كسى توجه نمىكرد . امرا همه كمر خدمت بسته بودند .
مزارات حضرت مسلم و هانى در كوفه از مدتها قبل رو به ويرانى گذاشته بود ، سيد العلماء
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٢١٨