رمضان من است ، زندگى من به پايان رسيده است . ( ورثة الانبياء ، ص 71 ) .
صبح روز بعد در شهر قيامتى بر پا شده بود ، آقاى ميرن درگذشت و به رحمت ايزدى پيوست .
سيد العلماء را از اين به بعد « عليين مكان » ناميدند .
جنازهاش را در ساحل درياى گومتى غسل دادند ، جمعيت انبوهى گرد آمده بودند ، در حسينيهء آصف الدوله بر جنازهاش نماز خواندند . در تشييع جنازهء او به قدرى مردم جمع شده بودند كه لكنهو تا آن روز چنين جمعيتى به خود نديده بود . سلطان العلماء از اين واقعه ، بسيار غمگين و ناراحت شده بود . سرانجام وى را در قسمت درونى حسينيه ، در ضلع غربى قبر غفران مآب به خاك سپردند . بر روى قبر سنگ طلاكارى شدهاى را نصب كردند و در ميان محفظهاى از چوب صندل جاى دادند .
تمام مردم لكنهو و بهطور كلى تمام كشور عزادار بودند . در اين مورد ميرزا غالب به رئيس كالپى اينچنين نوشت :
« شما مطلع هستيد كه ميرن ( سيد العلماء ) درگذشته است ، وى برادر جوانتر مجتهد العصر لكنهو بود ، نام او سيد حسين و لقبش سيد العلماء ، نقش نگينش « مير حسين بن على » من تاريخ وفاتش را پيدا كردهام ، اما رقم پنج اضافه است يعنى 1278 ( بهجاى 1273 ه ق ) . . . » .
حسين بن على آبروى علم و عمل * كه سيد العلماء نقش خاتمش بودى
نماند و ماندى اگر بودى پنج سال دگر * غم حسين على سال ماتمش بودى
( اردوى معلى ، طبع مجلس ترقى اردو ، ص 597 ) .
شاعران مرثيهسرا ، قطعات و اشعارى دربارهء او سرودند . مفتى محمد عباس به زبان عربى و فارسى قطعات جالبى سرود كه يكى از آنها به شرح زير است :
الدهر اقبل بالعوالى و انتضى * سيفا و ليس الحكم الا للقضا
لهفى على حبر عليم بارع * قد بات من مغض على جمر الفضا
هو سيد العلماء مولانا الحسين * سليل آل المصطفى صلّى اللّه عليه و آله و المرتضى عليه السّلام
ما زال كهفا للانام مواسيا * متعطّفا متفجّعا و ممرّضا
حتى اذا اصفرت انامله من * الحمى سابع عشر من صفر مضى
و اليوم يوم وفاة مولانا الرضا عليه السّلام * فبكت عليه عيون اخبار الرضا
ميرزا غالب علاوه بر مادّهء تاريخ وفاتش ، تركيببندى سوزناك به فارسى نوشته است .