كلمات را تكرار مىكند « الحسن عليه السّلام فى الجنان و الحسين عليه السّلام فى الجنان » از خواب بيدار شد و فكر كرد كه فضيلت يكى بر ديگرى درست نيست .
وى در 11 شوال 1260 ه ق وفات يافت . مىگويند كه در تشييع جنازهاش علما ، صلحا ، رؤسا و شاهزادگان با چشمى اشكبار شركت كردند . سيد العلماء سيد محمد و مفتى محمد عباس ، اين واقعه را در شعر خود چنين آوردهاند :
گويا كه خامه صور سرافيل مىدمد * يا شور محشر است كه راه سخن گرفت
يا رب چه شيون است كه در عالم اوفتاد * فرياد از غمى كه دل مرد و زن گرفت
سيد حسن كه سيد عبّاد عصر بود * برخاست از جهان و جنان را وطن گرفت
هركس كه يافت نكهت خلق حسن ازو * ديگر ز نام نافهء مشك ختن گرفت
پرنور بود شب ز قيام و تهجدش * روز فلك سياه كه شمع از لگن گرفت
در مسجد شريف كه خالى است جاى او * محراب و طاق صورت بيت الحزن گرفت
چون نعش پاك او ز سر كوچهها گذشت * هركس كه ديد بر سروصورت زدن گرفت
سيلاب خون دويده ز دنبال چشمها * روها تمام رنگ عقيق يمن گرفت
سيد به ارتحال رقم كرد سال فوت * زهد و ورع عزاى جناب حسن گرفت
( 1260 ه ق )
بعد از تشييع با حضور جمعيتى زياد و نماز بر جنازهاش در حسينيهء غفران مآب به خاك سپرده شد .
تصانيف او عبارتند از :
1 - باقيات الصالحات ( اردو ، اصول دين ) ، 2 - احكام اموات ، 3 - رساله در فن قرائت ( اردو ، چاپى ) ، 4 - تذكرة الشيوخ و الشبان ( وعظ و اخلاق ) 5 - رساله فى كتابة ان شاء اللّه ( عربى ) ، 6 - حواشى تحرير اقليدس .
فرزندان او عبارتند از : 1 - سيد حسن مثنى ، 2 - سيد مهنّا
حسن جزايرى 1330 ه ق / 1912 م
سيد حسن جزايرى فردى عالم ، فاضل ، فقيه و اديب بود و در حيدرآباد دكن زندگى مىكرد . و در سال 1330 ه ق دار فانى را وداع گفت .