تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و عترت پيغمبر است و در كتب شيعه به دليل عقلى و نقلى ثابت شده كه ائمهء اهل بيت از خطا بر كنار هستند ، بىشبهه ثابت مىشود كه مذهب ايشان حق است ، زيرا مذهب معصوم برحق است و دين نيز ظاهر است كه حضرت پيغمبر به موجب حديث « انّى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى ، كتاب اللّه و عترتى أهل بيتي » امت خود را به متابعت كتاب خدا و عترت خود كه به معانى آن عالمند وصيت كرده و هيچ دليل عقلى و نقلى نيست كه براى ما پيروى از ابو حنيفه يا مالك يا شافعى يا حنبل جايز باشد . پس شيعه كه تمسك به عترت پيغمبر كرده است از ضلالت دور است بلكه فرقهء حقهء ناجيه آنان هستند . حديث مذكور در كتب حديثى اهل سنت آمده و صحت آن نزد ايشان مقرر و مشهور است . سؤال پنجم : آيا هريك از ائمهء اثنى عشر مذهبى جداگانه داشته‌اند يا همهء ايشان به يك مذهب بوده‌اند و چرا آن را به حضرت امام جعفر عليه السّلام نسبت مىدهند ؟ جواب : مذهب ائمهء معصومين همه يكى است ، اما چون بعضى از امامان كه در زمان بنى اميه بودند به علت قتال اهل بغى و ضلال و خوف از دشمنان مجال نيافتند و نتوانستند كه تفصيل مذهب خود را آشكارا به مردم تعليم دهند و عمدهء وقايع و حوادث را بيان فرمايند ، بلكه تنها بيان بعضى از كليات و قليلى از جزئيات آن ، ايشان را ميسر شد ، لاجرم آن مذهب به نام ايشان شهرت نيافت و چون حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در زمان خلفاى عباسى زندگى مىكرد و خوفى از بنى اميه وجود نداشت بعلاوه قدماى عباسيان در باطن همه شيعه بودند ، ناچار آن حضرت آشكارا به تعليم و ارشاد مردم پرداختند و احاديث را بر مردم خواندند و تفاصيل احكام و تمام حوادث را اصحاب ايشان ضبط كردند ، بنابراين مذهب شيعه به نام شريف ايشان نسبت يافت و در تواريخ مذكور است كه در كوفه و بغداد راويان حديث آن حضرت بيش از هفتاد هزار نفر بوده‌اند . ) مجالس المؤمنين ، چاپ تهران ، 1375 ه ق ، 1 / 535 ) . اين نامه ، طولانى است اما من به سبب شخصيت مكتوب اليه و روشن ساختن روابط شيخ حسن بخارى نقل كردم . از اين نامه حالات و كوششهايى هم روشن مىشود كه علماى شيعه براى تبليغ دين در پيش گرفته بودند . شيخ حسن مردم پاكستان را به مذهب محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل محمّد عليهما السّلام دعوت كرد ، البتّه اينكه او با كدام عالم شيعه ملاقات كرد و چه چيزهايى نوشت معلوم نيست ، ممكن است اطلاعات دربارهء اين موضوع نزد يكى از بزرگان راجن‌پور موجود باشد و به ما كمك كند .