حمله نمايد ، ولى پيامبر اسلام به وى فرمود : بنشين ! زيرا مقام شخص بردبار و صبور نزديك بمقام پيغمبرى است .
سپس پيامبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله متوجه آن اعرابى شد و به او فرمود :
اى عرب بنى سليم ! آيا عرب يك چنين عملى كه تو انجام دادى انجام ميدهد و اين طور بما و مجلس ما هجوم مىكند و اين گونه خشونت و درشتى مينمايد ! ؟ اى اعرابى ! قسم به حق آن خدائى كه مرا به پيامبرى مبعوث كرده هر كسى كه در دنيا به من ضررى برساند فرداى قيامت دچار آتش سوزنده خواهد شد ، اى اعرابى ! قسم به آن خدائى كه مرا به پيغمبرى فرستاده اهل آسمان هفتم مرا : احمد صادق مينامند ، اى اعرابى ؟ اسلام بياور تا از آتش در امان باشى ، آنچه كه بر له ما باشد بر له تو نيز باشد ، آنچه بر عليه ما باشد بر عليه تو نيز باشد و تو برادر دينى ما باشى .
اعرابى در غضب شد و گفت : به حق بت لات و عزى قسم تا اين سوسمار به تو ايمان نياورد من ايمان نخواهم آورد .
آنگاه آن سوسمار را از آستين خود رها كرد ، وقتى آن سوسمار روى زمين افتاد رو بفرار نهاد .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آن سوسمار را صدا زد و فرمود : نزد من بيا ! سوسمار بازگشت و نزد آن حضرت آمد و بجمال مباركش نگريست ! سپس پيغمبر اعظم به آن سوسمار فرمود : من كيستم ؟ ناگاه آن سوسمار با زبانى فصيح گفت : تو محمّد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف ميباشى .
رسول اكرم به آن سوسمار فرمود : تو چه كسى را ميپرستى ؟ گفت : آن خدائى را كه حبه را ميشكافد و انسان را ميافريند و حضرت ابراهيم را خليل خود و تو را حبيب خويشتن قرار داده ، سپس اين اشعار را سرود :
اى رسول خدا ! حقا كه تو راستگو ميباشى ، تو هدايتشدهاى با بركت هستى ، تو دين يكتاپرستى را بعد از آنكه ما نظير الاغ بتها را پرستش نموديم براى ما تشريع نمودى ، اى بهترين خواندهشدگان ! و اى بهترين
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٧