تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
و فرزندانش ميفرستند . كسى كه مرا پس از فوت زيارت نمايد گويا : مرا در زمان حيات زيارت كرده باشد ، كسى كه فاطمه را زيارت كند مانند اين است كه مرا زيارت كرده باشد ، كسى كه علي بن ابى طالب را زيارت كند مثل اينكه فاطمه را زيارت كرده باشد . كسى كه حسن و حسين عليهما السّلام را زيارت كند گويا : علي بن ابى طالب را زيارت كرده باشد ، كسى كه فرزندان حسنين عليهما السّلام را زيارت كند نظير اين است كه خود ايشان را زيارت كرده باشد . عمار گردن بند فاطمهء زهرا را با مشك خوشبو نمود و آن را در ميان يك برد ( بضم باء ) يمانى پيچيد ، سپس آن را بغلامى كه نامش سهيم بود داد ؛ وى را بدين لحاظ سهيم ميگفتند كه او را از سهم غنيمت خيبر خريده بود ، و بوى گفت : اين گردن بند را بگير و بحضور پيامبر اعظم اسلام تقديم كن ، من تو را نيز به آن حضرت هديه نمودم . غلام پس از اينكه گردن بند را گرفت و بحضور رسول خدا آمد سخن عمار را بعرض آن حضرت رسانيد ، پيغمبر اكرم به آن غلام گفت : برو بجانب دخترم زهراء من تو را با اين گردن‌بند بوى بخشيدم ، هنگامى كه غلام با آن گردن‌بند بحضور فاطمهء اطهر آمد و مقالهء پيامبر خدا را براى او شرح داد آن بانو گردن‌بند را گرفت و آن غلام را در راه خدا آزاد نمود . غلام پس از اينكه آزاد شد خنديد ، فاطمه گفت : براى چه ميخندى اى غلام گفت : بزرگى خير و بركت اين گردن‌بند مرا خندان كرد ، زيرا گرسنه‌اى را سير كرد ، برهنه‌اى را پوشانيد ، فقيرى را بىنياز كرد ، غلام زر خريدى را آزاد نمود و بدست صاحب خويش بازگشت كرد ! ! 51 - فرات بن ابراهيم در تفسير خود از ابو سعيد خدرى ( بضم خاء و سكون دال ) روايت كرده كه گفت :
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 72 | العلامة المجلسي / محمد نجفى