تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
آيا بدن برهنه‌ات پوشيده شد ؟ گفت : آرى ، پدر و مادرم بفداى تو ، من بىنياز گرديدم . رسول خدا به اعرابى فرمود : اكنون نسبت به اين عطاى فاطمه جبران و تلافي كن ! اعرابى گفت : پروردگارا ، تو خدائى هستى ازلى ، ما غير از تو را نمىپرستيم تو از هر جهت رازق ما ميباشى ، بار خدايا بفاطمهء اطهر عطائى كن كه چشمى نديده باشد و گوشى نشنيده باشد . پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله پس از اينكه آمين گفت متوجه اصحاب خويشتن شد و فرمود : خدا اين دعا را در دنيا در حق فاطمهء زهراء مستجاب نمود ، زيرا من پدر فاطمه هستم كه احدى نظير من نيست . على شوهر فاطمه مىباشد كه اگر على نبود همسر و همانندى ابدا براى فاطمهء اطهر نبود ، خدا حسنين را بفاطمهء زهرا عطا كرده كه نظير ايشان در عالم وجود ندارد ؛ حسنين بزرگ سبطهاى پيامبران و بزرگ جوانان اهل بهشت هستند آنگاه آن حضرت بمقداد و عمار و سلمان كه در مقابلش بودند گفت : آيا ميخواهيد بيش از اين براى شما بگويم ؟ گفتند : آرى يا رسول اللَّه . رسول اعظم فرمود : جبرئيل نزد من آمد و گفت : هنگامى كه فاطمهء اطهر رحلت نمايد و دفن شود و ملك در قبر از وى سؤال ميكنند و ميگويند : پروردگار تو كيست او خواهد گفت : پروردگار من خدا است . به او ميگويند : پيغمبر تو كيست ؟ ميگويد : پدرم ، بوى ميگويند : ولي تو كيست ؟ ميگويد : همين علي بن ابى طالب كه بر لب قبرم ايستاده است . رسول خدا اضافه كرد و گفت : متوجه باشيد تا بيش از اين از فضائل فاطمه براى شما بگويم ، خداى مهربان گروهى از ملائكه را مأمور نموده كه فاطمه را از جلو ، عقب ، راست و چپ حفظ نمايند ، اين ملائكه كه در زمان حيات فاطمه و نزد قبر او و موقع رحلت وى با او ميباشند صلوات فراوانى بفاطمه و پدر و شوهر