تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
42 - ابن شهر آشوب در كتاب : مناقب از معاوية بن ابى سفيان روايت كرده كه گفت : يك روز حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام بحضور پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله مشرف شد و پس از اينكه دامن آن حضرت را گرفت مطلبى آهسته بعرض آن بزرگوار رسانيد و رنگ مبارك پيغمبر خدا تغيير نمود . آنگاه رسول خدا برخاست و داخل منزل فاطمهء زهراء گرديد ، دست فاطمه را گرفت و او را بجانب خود كشيد ، به وى فرمود : از غضب على بترس ! زيرا خدا براى غضب على غضب مىكند و براى رضايت وى راضى مىشود ، سپس على عليه السّلام آمد و پيامبر اكرم دست او را گرفت و پس از اينكه فاطمه را حركت داد به حضرت على ابن ابى طالب فرمود : يا على ! از غضب فاطمه خائف باش ! زيرا ملائكه براى غضب فاطمه غضب ميكنند و براى رضايت وى راضى ميشوند . من گفتم : يا رسول اللَّه ! با ناراحتى رفتى و با حالتى مسرور مراجعت نمودى فرمود : اى معاويه ! چگونه خوشحال نباشم در صورتى كه بين دو نفرى را صلح و سازش دادم كه نزد خدا گرامىترين خلق محسوب ميشوند . ابن بابويه ميگويد : اين روايت معتبر نيست ، زيرا مقام حضرت على و فاطمه از اين بالاتر است كه ما بين ايشان اختلاف به وجود بيايد و كار به جائى برسد كه رسول خدا بين ايشان را صلح و سازش دهد . مترجم گويد : با آن همه سوابق دشمنى كه معاوية بن ابى سفيان با حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام داشت چگونه ميتوان اين روايت را پذيرفت ، در صورتى كه حضرت على و زهراء از چهارده معصوم بشمار ميروند و كسى كه معصوم باشد كارى كه بر خلاف گفتهء خدا باشد انجام نميدهد ، و غضب در غير موارد استثنائى بر خلاف خواستهء خداى سبحان است . امام باقر و امام صادق عليهما السّلام ميفرمايند : پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نمىخوابيد تا اينكه صورت و ميان پستان‌هاى فاطمه را ميبوسيد و براى آن حضرت دعا ميكرد در روايتى وارد شده كه گونه‌هاى صورت و ميان دو پستان وى را ميبوسيد .