تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
كه فرمود : فاطمه پارهء تن من است ، هر چه وى را ناراحت كند مرا ناراحت خواهد كرد و هر چه او را اذيت كند مرا اذيت مينمايد . 41 - نيز در كتاب : مناقب از سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه گفت : از پيامبر اعظم اسلام شنيدم ميفرمود : فاطمه پاره‌اى از تن من است ، هر كس او را خوشنود نمايد مرا خوشنود نموده و هر كس وى را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است . فاطمه نزد من عزيزترين مردم مىباشد . حاكم در كتاب : مستدرك از پيغمبر گرامى اسلام روايت كرده كه فرمود : فاطمه از من است ، آنچه كه او را ناراحت كند مرا ناراحت كرده و آنچه كه وى را خوشحال نمايد مرا خوشحال مينمايد . سهل بن عبد اللَّه نزد عمر بن عبد العزيز آمد و گفت : قوم تو ميگويند : تو فرزندان فاطمه را بر آنان مقدم ميدارى ، گفت : اين طور بما رسيده كه پيغمبر اكرم اسلام صلى اللَّه عليه و آله فرموده : فاطمه پارهء تن من مىباشد ، هر چه باعث رضايت زهراء شود باعث رضايت من مىشود ، آنچه كه موجب خشم فاطمه شود موجب خشم من نيز خواهد شد . به خدا قسم من سزاوارترم كه رضايت پيامبر خدا را حاصل نمايم ، رضايت فاطمه و پدرش در رضايت فرزندان فاطمه مىباشد .
و قد علموا انّ النّبيى يسرّه * مسرّتها جدّا و يشنئ اغتمامها
يعنى حقا كه دانستند : مسرور بودن فاطمه پيامبر اسلام را مسرور مىكند و مغموم بودن وى او را بخشم خواهد آورد . اين سخن پيغمبر كه در بارهء فاطمه فرموده بر معصوم بودن آن بانوى با عظمت دلالت مىكند ، زيرا اگر فاطمهء اطهر مرتكب معصيت ميشد هر عملى كه باعث ناراحتى وى ميگرديد باعث ناراحتى رسول خدا نمىشد و . . . ابو ثعلبه ميگويد : هر گاه رسول خدا از مسافرت بازمىگشت و نزد فاطمهء