بخش هفدهم راجع به خطبهء امام حسن و بيعت كردن مردم
: 1 - در كتاب : امالى از حبيب بن عمرو روايت مىكند كه گفت : صبح آن شبى كه حضرت امير از دنيا رحلت نمود امام حسن عليه السّلام بر فراز منبر رفت و پس از اينكه حمد و ثناى پروردگار را بجاى آورد فرمود :
ايها الناس ! قرآن در يك چنين شبى نازل شد ، عيسى بن مريم در يك چنين شبى به آسمان رفت ، يوشع بن نون در يك چنين شبى كشته شد ، در يك چنين شبى هم امير المؤمنين شهيد شد ، به خدا قسم اوصيائى كه قبل از پدرم بودند و اوصيائى كه بعد از پدرم بيايند در بهشت رفتن بر آن حضرت سبقت نخواهند گرفت .
پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله او را براى جنگ ميفرستاد ، جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ آن حضرت با دشمنان دين ميجنگيدند ، طلا و نقرهاى جز مبلغ هفتصد درهم كه از بخششهاى آن حضرت باقى مانده بود بجاى ننهاد ، اين مبلغ را جمع كرده بود كه يك غلامى براى اهل خانهء خود بخرد .
2 - در كتاب : امالى شيخ از هشام بن حسان روايت مىكند كه گفت :
موقعى كه مردم با امام حسن بيعت كردند از آن حضرت شنيدم ميفرمود : ما همان حزب خدائيم كه غالب هستيم ! ما عترت نزديك پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله ميباشم ، ما اهل بيت طيب و طاهر پيغمبر خدا هستيم ، ما يكى از آن ثقلين ميباشيم كه رسول