تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
امام حسن براى مردم سخنرانى كرد و حق خود را خاطر نشان مردم نمود . آنگاه ياران حضرت امير با آن حضرت به اين شرط بيعت كردند كه با دشمنان آن بزرگوار بجنگند و با دوستانش مسالمت نمايند . و . . . بنا بروايت ابو مخنف : ابن عباس برخاست و جلو امام حسن ايستاد و گفت : اى گروه مردم ! اين حسن عليه السّلام پسر پيغمبر و وصى امام شما است ، با وى بيعت نمائيد ! مردم سخن وى را پذيرفتند و گفتند : محبوبيت امام حسن نزد ما زياد و حق او بر ما واجب مىباشد ، آنگاه سبقت گرفتند و با آن بزرگوار بعنوان اينكه خليفه باشد بيعت كردند . اين بيعت در روز جمعه ، - 21 - ماه رمضان سنهء - 40 - هجرى واقع شد . پس از اين جريان بود كه امام حسن عامل و نمايندگان خود را تعيين كرد و ترتيب داد و عبد اللَّه بن عباس را براى سرپرستى بجانب بصره فرستاد . 5 - در كتاب مناقب مينويسد : مردم در روز جمعه - 21 - ماه رمضان سنهء - 40 - هجرى با امام حسن كه - 37 - ساله بود بيعت نمودند . 6 - در كتاب : كفايه مينگارد : حضرت امام حسن عليه السّلام بعد از قتل حضرت امير ( پس از اينكه خطبهء مفصلى خواند ) فرمود : سپاس مخصوص آن خدائى است كه مقام خلافت را زيبندهء ما اهل بيت قرار داد . ثواب مصيبت پيغمبر اسلام و حضرت امير را از خداى مهربان ميخواهيم . مصيبت حضرت امير بر اهل شرق و غرب اثر نهاده . به خدا قسم كه على عليه السّلام درهم و دينارى بجاى ننهاد مگر مبلغ چهار صد درهم كه تصميم داشت خادمى براى اهل و عيال خود بخرد . جد محبوب من حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه مقام امامت و خلافت براى دوازده نفر از اهل بيت آن حضرت و برگزيدگان آنان خواهد بود . هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه كشته يا مسموم خواهد شد . سپس آن بزرگوار از منبر فرود آمد و ابن ملجم ملعون را خواست .