تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
حسين بوده است . و . . . روايت شده كه امام حسن بشاعرى عطائى كرد . يكى از اهل مجلس به آن حضرت گفت : سبحان اللَّه ! بشاعرى كه معصيت خدا را مىكند و بهتان مىزند عطا ميكنى ! ؟ امام عليه السّلام به وى فرمود : اى بندهء خدا ! بهترين مال تو آن است كه عرض و آبروى خود را بوسيلهء آن حفظ كنى . يكى از خيرهائى كه خواستنى است دفع شر مىباشد . 36 - در كتاب : عدد راجع به عفت كلام امام حسن مجتبى مطلبى را نقل مىكند كه قبل از اين آن را ترجمه نموديم . 37 - نيز در كتاب : عدد مينگارد : گروهى از اهل كوفه به امام حسن طعنه زدند و گفتند : نطق و بيانى ندارد ، دليل و برهانى اقامه نميكند . موقعى كه اين موضوع به گوش حضرت امير رسيد امام حسن را خواست و به او فرمود : يا بن - رسول اللَّه ! مردم كوفه در بارهء تو سخنى گفته‌اند كه من آن را نمىپسندم . امام حسن گفت : چه سخنى يا امير المؤمنين ! : فرمود : ميگويند : امام حسن نطق و بيانى ندارد ، حجت و دليلى نمىآورد . اكنون بايد بر فراز اين منبر به روى و براى اين مردم سخنرانى كنى . امام حسن گفت : من در حضور شما نميتوانم سخنرانى نمايم حضرت امير فرمود : من جلو نظر تو نميمانم ، امام حسن دستور داد تا عموم مردم اجتماع كردند ، آنگاه آن بزرگوار بر فراز منبر رفت و خطبه‌اى بليغ خواند كه مردم شروع به ضجه و گريه نمودند ، سپس فرمود : ايها الناس ! تعقل كنيد ! خداى سبحان حضرت آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را كه ذريهء يك ديگر بودند بر مردم عالم برترى داد و آنان را برگزيد ، خدا شنوا و دانا است ، ما خاندان از فرزندان حضرت آدم ميباشم ، ما از اهل بيت نوح هستيم ، ما از برگزيدگان حضرت ابراهيم ميباشيم ، ما سلالهء حضرت اسماعيل هستيم ما آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله هستيم ، ما در ميان شما نظير آسمان بر افراشته ، زمين گسترده ، آفتاب درخشنده و درخت زيتونى هستيم ( كه قرآن ميفرمايد : ) شرقى