تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
فرمود : تو را به حق اين قسمهائى كه به من دادى قسم مىدهم كه هر گاه اين دشمن متوجه تو شد نزد من بيا و از آن شكايت كن ! 23 - در تفسير فرات بن ابراهيم از ابو الجارود روايت مىكند كه گفت : از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود : حضرت امير به امام حسن فرمود : امروز برخيز و سخنرانى كن ، آنگاه بمادران فرزندانش فرمود ، برخيزيد و سخنرانى فرزندم حسن را گوش كنيد ! حضرت امام حسن پس از حمد و ثناى خدا و درود بر پيامبر اسلام و مطالب ديگرى فرمود : حضرت امير در يك درب و يك منزلى است كه هر كس داخل آن شود در امان خواهد بود و كسى كه از آن خارج شود كافر است . من سخن خود را ميگويم و از براى خويشتن و شما استغفار مينمايم . وقتى امام حسن از منبر فرود آمد امير المؤمنين عليه السّلام برخاست و پس از اينكه سر مبارك وى را بوسيد فرمود : پدر و مادرم بفدايت باد . آنگاه اين آيه را تلاوت نمود :
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
. 24 نيز در همان تفسير مينويسد : حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام به امام حسن فرمود : برخيز و سخنرانى كن تا من سخن تو را بشنوم . امام حسن گفت : پدر جان ! من چگونه سخنرانى نمايم ، در صورتى كه از روى تو خجالت ميكشم حضرت امير جميع مادران و فرزندانش را جمع كرد و خودش خارج شد و در جايى ماند كه سخن امام حسن را بشنود . حضرت امام برخاست و اين خطبهء بسيار عالى را خواند : الحمد للَّه الواحد به غير تشبيه ، الدائم به غير تكوين ، القائم به غير كلفة ، الخالق به غير منصبة ، الموصوف به غير غاية ، المعروف به غير محدودية ، العزيز لم يزل قديما في القدم ، ردعت القلوب لهيبته ، و ذهلت العقول لعزته ، و خضعت الرقاب لقدرته ، فليس يخطر على قلب بشر مبلغ جبروته ، و لا يبلغ الناس كنه جلاله ، و لا يفصح الواصفون منهم لكنه عظمته ، و لا تبلغه العلماء بألبابها ، و لا