پس از اين جريان هر گاه نظر مردم به امام حسن مىافتاد ميگفتند : به امام حسن مقامى داده شده كه به احدى از مردم داده نشده است .
6 - در كتاب : امالى شيخ از محمّد بن مسلم روايت مىكند كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود : گروهى از ياران امام حسن براى اينكه آن حضرت مصيبت يكى از دخترانش را ديده بود نامه تسليت نوشتند . امام حسن عليه السّلام در جواب ايشان نوشت :
نامهء تسليت شما و اصل شد ، من ثواب اين مصيبت را از خدا ميخواهم ، زيرا من تسليم امر خدا و صابر به بلاى خدا ميباشم . مصائب و نوائب ما را بوسيلهء موت دوستان با الفت و برادران با محبت كه بينندگان از ديدن آنان مسرور و چشم بواسطهء ايشان روشن ميشد رنج داد . روزگار آنان را نابود كرد ، مرگ بر در خانهء ايشان فرود آمد ، آنان باز ماندگانى بجاى نهادند ، اجل ايشان را ربود ، آنان در ميان گروههاى اموات افتادهاند ، در محلى كه جاى مجاورت نيست همجوار شدهاند ، دعوت و ديدارى بين ( اجسام ) ايشان نيست ، با اينكه نزديك يك ديگرند ( با جسم ) يك ديگر را ملاقات نمىكنند ، ( زيرا چنان كه در جاى خود شرح داده شده روح اموات با يك ديگر ملاقات مينمايند ) بدنهاى آنان از اهل و عيال دور و از ارباب خود ناپديدند ، برادران آنان از آنان دورى گزيدهاند ، يا براى ايشان جزع و فزع كردند ، من خانهاى نظير خانهء ايشان و قرارگاهى مثل قرارگاه آنان نديدم . ايشان در يك خانههاى وحشتناك و خوابگاه خطرناك جاى گرفتهاند ، ايشان وارد يك نوع خانههاى پر وحشت و از خانههاى مأنوس خارج شدند ، آنان بدون بغض از خانهها مفارقت كردند و آنها را براى كهنه شدن نهادند ، يك دختر از من نيز به آن راهى رفت كه گذشتگان رفتند ، و به زودى آيندگان هم خواهند رفت و السلام .
7 - در كتاب : بصائر الدرجات و كتاب مناقب از امام حسن مجتبى روايت مىكند كه فرمود : خدا دو شهر دارد كه يكى از آنها در مشرق و ديگرى در مغرب
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨١