راوى ميگويد : من متوجه نشدم كه آيا آن جام پس از اين جريان به آسمان بالا رفت يا به زمين فرو رفت .
53 - نيز در همان كتاب از كتاب معالم نقل مىكند كه ملكى به شكل پرندهاى روى دست پيامبر معظم اسلام نشست و آن حضرت را به پيغمبرى شناخت بر روى دست حضرت امير نشست و آن بزرگوار را به وصي بودن شناخت ، بر روى دست حضرت حسنين نشست و ايشان را به خليفه بودن شناخت .
پيغمبر خدا به آن پرنده فرمود : پس چرا بر روى دست فلانى ننشستى ؟
گفت : من روى زمينى كه خدا را در آنجا معصيت كرده باشند نخواهم نشست پس چگونه روى دستى كه خدا معصيت كرده بنشينم .
در كتاب : اربعين مؤذن و گروه ديگرى از اهل تسنن از ابن عمر نقل ميكنند كه گفت :
حضرت حسنين دو تعويذ داشتند كه محتوى آنها از كرك پر جبرئيل بود .
در حديث ديگر ميگويد : محتوى آنها از پر جبرئيل بود .
ام عثمان كنيز حضرت امير ميگويد : آل محمّد صلى اللَّه عليهم اجمعين يك سجادهاى داشتند كه غير از جبرئيل كسى روى آن نمىنشست . هنگامى كه جبرئيل از روى آن بر ميخواست از پرهايش روى آن سجاده ميريخت و فاطمهء اطهر آنها را جمع ميكرد و در ميان تعويذ يعنى حرز حضرت حسنين ميگذاشت .
حضرت امام جعفر صادق و ابن عباس و ابو ذر روايت كردهاند كه حضرت حسنين در حضور پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله كشتى ميگرفتند . پيامبر خدا ميفرمود : اى حسن ! سرعت كن و حسين را بگير ! حضرت زهراى اطهر ميگفت : يا رسول اللَّه ! آيا پسر بزرگتر را بر پسر كوچكتر مسلط ميكنى ! ؟
پيغمبر اكرم فرمود : اين جبرئيل است كه ميگويد : يا حسين حسن را بگير ! 54 - نيز در كتاب : مناقب راجع به علو مقام حضرت حسنين عليهما السّلام در
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢٦