تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ايشان ثابت مىشود و اگر بر باطل بوده پس بايد ايشان را فاسق و گمراه شناخت در صورتى كه هيچ مسلمانى يك چنين سخنى را نگفته است . نيز براى اثبات امامت استدلال شده كه مقام امامت از دو حال خارج نيست : يا بوسيلهء روايت ثابت مىشود ، يا بواسطهء صفات و انتخاب و اين دو موضوع براى حضرت حسنين بوده‌اند . پس واجب است كه به امامت ايشان قائل شد . نيز امامت ايشان از اين راه ثابت مىشود كه آنان خروج كردند و مقام امامت را طالب شدند . و در زمان ايشان غير از معاويه و يزيد كسى نبود كه براى مقام امامت صلاحيت داشته باشد . معاويه و يزيد هم كه فسق بلكه كفرشان ثابت شده . پس واجب است كه مقام امامت براى حضرت حسنين بوده باشد . نيز اجماع و اتحاد اهل بيت عليهم السّلام كه بر امامت ايشان متفق بودند امامت ايشان را ثابت مىكند ، زيرا اجماع و اتحاد اهل بيت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله حجت و دليل است . نيز اين خبر مشهور كه پيامبر اكرم اسلام فرموده : ابناى هذان امامان ، قاما او قعدا يعنى اين دو پسر من امام هستند ، چه قيام كنند و چه سكوت نمايند . بر امامت حضرت حسنين دلالت مينمايد . خواه براى جهاد نهضت نمايند و خواه سكوت اختيار كنند ، خواه كسى را به امامت خود دعوت نمايند و خواه اين مطلب را ترك كنند . اين موضوع كه حسنين معصوم بودند و رواياتى كه در بارهء امامت ايشان وارد شده ، و اينكه ايشان افضل خلايق زمان خود بوده‌اند نيز امامت ايشان را ثابت مىكند . مقام خلافت براى فرزندان انبياء بوده و براى پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله غير از حضرت حسنين فرزندى باقى نماند . از جمله دليل و برهانهاى حضرت حسنين همان بيعتى بود كه پيامبر خدا با ايشان كرد . پيغمبر عاليقدر اسلام غير از حسنين عليهما السّلام كه كودك بودند با احدى بيعت نكرد . قرآن كه ( در سورهء دهر ، آيهء 7 ) ميفرمايد :