سوار شوند . كاش شما سوار ميشديد ؟ امام حسن فرمود : ما سوار نميشويم ، زيرا بر خود لازم كردهايم پاى پياده به حج برويم . ولى ما از راه خارج ميشويم ، آنگاه از جاه خارج و مشغول راه رفتن شدند .
47 - در كتاب : مجالس مفيد از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت مىكند كه گفت : پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى اللَّه عليه و آله در حالى كه دست حسن و حسين عليهما السّلام را گرفته بود خارج شد و فرمود :
من اين دو فرزندم را در كودكى پرورش دادهام و در موقعى كه بزرگ شدهاند در حق ايشان دعا كردهام . من از خداى رؤف سه چيز از براى ايشان خواستهام كه دو تاى آنها را به من عطا فرموده و يكى از آنها را نپذيرفت :
1 - از خداى مهربان خواستم كه ايشان را پاك و مطهر و با زكاوت قرار دهد اين دعا را مستجاب نمود .
2 - از خدا خواستم كه ايشان را با فرزندان و شيعيانشان از آتش جهنم نگاه دارد ، اين دعا نيز مستجاب شد .
3 - از خداى رؤف خواستم كه همهء اين امت حسنين را دوست داشته باشند ، خطاب آمد : يا محمّد ! من اين طور قضاوت كردهام كه گروهى از امت تو نسبت به يهود و نصارا و مجوس وفا ميكنند ، ولى در بارهء فرزندان تو عهدشكنى خواهند كرد ، من بر خويشتن واجب كردهام كه هر كس اين عمل را انجام دهد او را در محل كرامت و بزرگوارى قرار ندهم و او را در بهشت خويشتن ساكن نكنم و در روز قيامت به چشم رحمت به وى ننگرم .
48 - در كتاب : مناقب ، در ذيل آيهء ( 21 سورهء طور ) كه ميفرمايد :
آن افرادى كه ايمان آوردند و فرزندانشان در ايمان آوردن تابع آن شدند نقل ميكنند : هيچ تابعى از حضرت حسنين عليهما السّلام نيكوتر نيست . منظور خدا كه ميفرمايد :
ما فرزندان آنان را به آنان ملحق نموديم اين است كه فرزندان حسنين را
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٧