تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مرا دوست دارد بايد اين دو نوگل مرا دوست داشته باشد . حضرت حسنين در موقع مباهله براى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله حجت بودند و بعد از پدرشان بر امت اسلام حجت بودند . اين منت از طرف خدا بود . 44 - نيز در كتاب : ارشاد از پيغمبر اسلام روايت مىكند كه فرمود : حسن و حسين دو گوشوار عرش ميباشند ، بهشت ميگويد : پروردگارا ! تو بينوايان و فقراء را در ميان من مسكن دادى ؟ خداى عليم در جوابش ميفرمايد : آيا تو راضى نيستى كه اركان تو را بوسيلهء حسن و حسين زينت داده‌ام . بهشت پس از اين مژده مسرور و خوشحال شد . 45 - در كتاب : اعلام الورى و ارشاد از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : حسنين عليهما السّلام در حضور پيامبر اعظم اسلام كشتى گرفتند . رسول خدا به امام حسن ميفرمود : اى حسن ! سرعت كن و حسين را بگير ! فاطمهء اطهر گفت : پدر جان آيا پسر بزرگتر را بر پسر كوچكتر مسلط ميكنى ! ؟ حضرت رسول فرمود : اين جبرئيل است كه ميگويد : يا حسين ! حسن را بگير ! 46 - در كتاب : مناقب از جد ابراهيم رافعى روايت مىكند كه گفت : من حضرت حسنين را ديدم كه پياده به حج ميرفتند . هر يك از ايشان به هيچ سواره‌اى بر نميخورد مگر اينكه وى پياده ميشد و به راه مىافتاد . اين موضوع براى بعضى از حجاج سنگين و ناگوار بود ، لذا به سعد بن ابى وقاص ميگفتند : پياده روى براى آنان ناگوار مىباشد ، و براى ما زيبنده نيست كه حضرت حسنين پياده و ما سواره باشيم . سعد به امام حسن گفت : پياده روى براى اين گروهى كه با تو هستند سخت و ناگوار است . مردم كه شما را پياده مىبينند براى خود نيكو نميدانند كه