مژده باد تو را ، زيرا آن مرد اول دوست من عزرائيل بوده كه موكل است بر رحم زنان . مردم دوم ميكائيل بوده كه بر رحم زنان اهل بيت موكل مىباشد .
آيا بر تو دميد ؟ گفتم : آرى . سپس پدرم گريان شد و مرا در بر گرفت و فرمود :
آن مرد سوم حبيب من جبرئيل بوده كه خداى رؤف او را خدمتگزار فرزندان تو قرار داده است .
آنگاه من به منزل بازگشتم و پس از يك سال حسين متولد شد .
مؤلف گويد : اين روايت از نظر مدت حمل امام حسين كه ميگويد :
يك سال بوده با روايات ديگر منافات دارد . زيرا در اكثر روايات ديگر مدت شش ماه نوشتهاند . ففيه ما فيه .
40 - در كتاب : خرايج از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
حسن و حسين عليهما السّلام براى قضاء حاجت متوجه نخلستان عجوه شدند ، هر يك از ايشان پشت خود را به ديگرى كردند كه مشغول قضاء حاجت شدند خداى توانا براى احترام ايشان ديوارى را در ميان ايشان بوجود آورد كه يك ديگر را نميديدند وقتى فراغت حاصل كردند آن ديوار بر طرف گرديد .
سپس بقدرت خداى توانا چشمه آبى در آنجا ايجاد شد و ايشان دو ظرف از آن آب برداشتند و خويشتن را تطهير نمودند ، آنگاه وضو گرفتند و برگشتند در بين راه با شخصى مواجه شدند ، وى گفت : از كجا ميائيد ، آيا از دشمنان خود نمىترسيد كه در اين موقع بيرون آمدهايد ! ؟
گفتند : ما از قضاء حاجت باز ميگرديم . او تصميم گرفت ايشان را اذيت كند ناگاه صدائى شنيدند كه ميگويد :
اى شيطان تو ميخواهى با دو فرزند حضرت محمّد دشمنى كنى ، در صورتى كه ميدانى ديروز با مادرشان چه دشمنيهائى كردى ! ؟ چه بدعتهائى كه در دين اسلام ننهادى و از راه راست منحرف شدى . حضرت حسين عليه السّلام به وى پرخاش و اعتراض
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٣