تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
آن را براى شما پنهان نموده‌ام ، رسول خدا فرمود : آن را بياور ! وقتى فاطمه كاسه را برداشت ديد مملو از نان و گوشت است ، موقعى كه كاملا دقت نمود دريافت كه اين غذا از طرف خداى سبحان فرستاده شده ! ! لذا حمد خداى را بجاى آورد و به پدر بزرگوار خود صلوات و درود فرستاد . هنگامى كه چشم پيغمبر خدا به آن غذا افتاد حمد خداى را بجاى آورد و بفاطمه فرمود : اين غذا را از كجا آورده‌اى ! ؟ گفت : از طرف خدا عطا شده ، خدا هر كسى را بخواهد بدون حساب رزق و روزى ميدهد . پس از اين جريان رسول خدا بدنبال حضرت على بن ابى طالب فرستاد تا حاضر شد ، سپس پيغمبر اكرم ، امير المؤمنين ، فاطمه ، حسن ، حسين و عموم زنان پيامبر خدا از آن غذا خوردند تا سير شدند ! . فاطمهء زهراء فرمود : آن كاسه باز هم همچنان مملو از غذا مانده بود ، من غذاى آن را به جميع همسايگانم توزيع كردم ، خداى توانا خير و بركت فراوانى به آن غذا عطا كرده بود . 31 - نيز در همان كتاب از امام جعفر صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : هنگامى كه خديجهء كبرا عليها السّلام از دنيا رحلت نمود فاطمهء اطهر برسول خدا پناهنده ميشد و در اطراف آن حضرت ميگرديد و ميگفت : يا رسول اللَّه ! مادرم كجاست ! ؟ ولى پيامبر اعظم اسلام جواب وى را نميداد ، فاطمه ميگرديد كه شايد از ديگرى پرسش نمايد ، پيغمبر خدا متفكر بود كه جواب وى را چه بگويد ! ! جبرئيل نازل شد و بپيامبر خدا گفت : پروردگارت ميفرمايد : بفاطمهء اطهر سلام برسان و بگو : مادرت در بهشت در يك خانه‌اى است از نى كه بر طلا نصب شده و ستونهاى آن از ياقوت سرخ است ، مادر تو ما بين آسيه زن فرعون و مريم دختر عمران جاى دارد ، فاطمهء اطهر گفت : خدا عين سلامتى است ، سلامتى از خدا و بسوى خدا مىباشد . 32 - نيز در كتاب : خرايج نقل مىكند كه وقتى فاطمهء اطهر از دنيا رفت ام ايمن قسم خورد كه در مدينه نماند ، زيرا طاقت نداشت آن مواضعى را كه
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 30 | العلامة المجلسي / محمد نجفى