تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
هر كسى او را بعد از رحلت من اذيت كند مثل اين است كه وى را در زمان حيات من اذيت نموده باشد . كسى كه فاطمه را اذيت نمايد مثل اين است كه مرا اذيت كرده باشد و هر كس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است و منظور از معنى آيهء سابق الذكر همين است . 24 - صدوق در كتاب : خصال مينگارد : از جمله وصايائى كه پيامبر اكرم به حضرت على بن ابى طالب نمود اين بود كه فرمود : يا على ! خدا توجهى به دنيا كرد و مرا بر مردان آن برگزيد . نيز توجه ديگرى نمود و تو را بعد از من بر مردان آن برگزيد . براى سومين بار متوجه عالم شد و امامانى را كه از فرزندان تو هستند براى بعد از تو برگزيد ، مرتبهء چهارم توجهى كرد و فاطمه را از ميان زنان عالم برگزيد . 25 - صدوق : در كتاب : معانى الاخبار از مفضل روايت مىكند كه گفت : به امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم : مرا از قول پيغمبر اكرم اسلام كه فرموده : فاطمه بزرگ زنان عالم است آگاه كن ، آيا وى فقط بزرگ زنان زمانهء خود بود ؟ فرمود : اين مقام از حضرت مريم بود كه بزرگ زنان زمانهء خود بود . ولى حضرت زهراء بزرگ زنان اولين و آخرين مردم است . 26 - نيز در كتاب سابق الذكر از پيغمبر اعظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : فاطمه پاره‌اى از تن من است ، مرا اذيت مىكند آنچه كه وى را اذيت نمايد ، مرا خوشنود مينمايد آنچه كه او را خوشنود كند . خدا براى غضب زهرا غضب مىكند و براى خوشنودى او خوشنود مىشود . 27 و 28 - طبرى در كتاب : صحيفة الرضا از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : اسماء بنت عميس ( بضم عين و فتح ميم ) براى من گفت : من نزد جده‌ات فاطمه زهراء بودم كه پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نزد فاطمه آمد ، يك گردن‌بند طلا در گردن حضرت زهراء بود كه على بن ابى طالب آن را از سهم غنيمت خود خريده بود پيامبر خدا بفاطمهء اطهر فرمود : مردم ترا مغرور نكنند به اينكه بگويند : تو دختر محمّد هستى و تو زر و زيور ستمكاران را استعمال كرده باشى ! ! فاطمه پس از اين مقاله آن گردن‌بند را باز كرد و فروخت ، پول آن را داد و يك غلام خريد -