تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
قيام قيامت براى آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله خدمت ميكنند ؟ 34 - نيز در كتاب سابق الذكر از ابو ذر نقل مىكند كه گفت پيغمبر اسلام مرا فرستاد كه امير المؤمنين : على عليه السّلام را بحضور آن حضرت بياورم ، من وارد خانهء على شدم و آن بزرگوار را صدا زدم ، ولى كسى جوابم را نگفت ، آسيا مشغول كار بود در صورتى كه كسى نزد آن نبود ! ! من على را دومين بار صدا زدم و آن حضرت خارج شد و بحضور پيغمبر خدا آمد ، رسول خدا سخنى در گوش على گفت كه من آن را نفهميدم ، من گفتم : تعجب دارم از اين آسيائى كه در خانهء على عليه السّلام خود به خود ميگردد ! ! پيغمبر اكرم فرمود : خدا قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ايمان و يقين پر كرده ، چون خدا ضعف و ناتوانى فاطمه را ميداند لذا او را يارى كرده است . آيا تو نميدانى كه خدا ملائكه‌اى دارد كه موكل يارى كردن آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله ميباشند ؟ . 35 - نيز در كتاب نام برده شده مينگارد : يك روز صبح حضرت على ابن ابى طالب بفاطمهء اطهر فرمود : آيا صبحانه‌اى دارى كه من بخورم ؟ فرمود : نه . امير المؤمنين : على خارج شد و دينارى قرض كرد كه به مصرف احتياج خود برساند ناگاه با مقداد مواجه شد كه اهل و عيالش گرسنه بودند . على عليه السّلام آن دينار را به مقداد داد و خود وارد مسجد شد و نماز ظهر و عصر را با پيغمبر معظم اسلام بجاى آورد . سپس پيامبر اكرم دست على را گرفت و با يك دگر متوجه فاطمه زهراء شدند ، فاطمه بر سر سجادهء عبادت بود و كاسه‌اى پشت سر فاطمه بود كه بخار از آن بر ميخواست . هنگامى كه فاطمهء زهراء كه نزد آن حضرت عزيزترين مردم بود صداى پيامبر خدا را شنيد از اطاق خارج شد و به آن حضرت سلام كرد . رسول اكرم جواب سلام فاطمه را رد كرد و دست مبارك خود را بر سر آن بانوى معظمه كشيد و به وى فرمود : خدا تو را بيامرزد ، شام براى ما بياور ، فاطمهء اطهر كاسهء غذا را آورد و در حضور
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 32 | العلامة المجلسي / محمد نجفى