تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و مشاهده ميكردى اين اختلافات زياد نميشد . 2 - ما تو را آن طور از دست داديم كه زمين باران رحمت خود را از دست بدهد ، امور امت تو مختل و نامنظم شد ، بيا و مشاهده كن و غائب مباش ! 26 - نيز در همان كتاب : مينگارد : وفات حضرت زهراى اطهر در روز سوم جمادى الآخرة واقع شد . 27 - در كتاب : مناقب مينويسد : حضرت فاطمهء زهراء بعد از رحلت پدر بزرگوارش اشعارى را انشاد كرد كه اول آنها اين است :
و قد رزئنا به محضا خليقته * صافى الضرائب و الاعراق و النسب
1 - يعنى حقا كه ما دچار مصيبت شخصى شديم كه مخلوقى محض و داراى طبيعت و رگ و ريشه و حسب و نسب صاف و پاكى بود . 2 - پدر جان ! تو همان ماه شب چهارده و نورى بودى كه موجودات از نور آن بهره‌مند مىشدند ، از طرف خداى با عزت كتبى به تو نازل ميگرديد . 3 - جبرئيل كه روح القدس است به زيارت ما مىآيد ، ولى اكنون از نظر ما غائب شده و كليهء اخبار آسمانى بر ما پوشيده و نامعلوم است . 4 - پدر جان ! اى كاش مرگ قبل از تو ما را ربوده بود ، در آن موقعى كه تو درگذشتى و پرده‌ها بين ما و تو حائل شدند . 5 - پدر جان ! ما بيك مصيبتى مبتلى شديم كه هيچ مصيبت زده‌اى در ميان خلق عرب و عجم به آن مبتلى نشد . 6 - دنيا با آن وسعتى كه براى من داشت اكنون تنگ شده ، دو سبط تو : حسن و حسين در نظر مردم دچار نقص و ذلتى شده‌اند كه مرا رنج ميدهد . 7 - پدر جان ! به خدا قسم كه تو بهترين كليهء خلق بودى ، هر كجا كه راست و دروغى در كار بود تو راستگوترين مردم بودى . 8 - پدر جان ! تا ما زنده باشيم و چشمان ما باقى و داراى اشگ باشند براى تو گريه ميكنيم . و . . .