بانوى معظم مىآمد و به وى تسليت ميگفت و خاطر او را آرام ميكرد ، وى را از مقام و مكان پدر بزرگوارش آگاه مينمود . آن حضرت را از مصائبى كه بعدا دچار فرزندانش شد مستحضر ميكرد و حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام آن مطالب را مينوشت اين معنى مصحف فاطمه است .
23 - نيز در كتاب : كافى از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : آن كودكانى كه از شما سقط ميشوند و نامى براى آنان نميگذاريد روز قيامت كه شما را ملاقات ميكنند خواهند گفت : چرا نام ما را تعيين نكرديد ، در صورتى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كودك حضرت فاطمه را قبل از اينكه متولد شود محسن « 1 » ناميد ! ؟ 24 - نيز در همان كتاب از هشام بن سالم روايت مىكند كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : حضرت فاطمهء اطهر بعد از حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله مدت - 75 - روز زنده بود و كسى در اين مدت وى را خندان و خوشحال نديد ! در هر هفتهاى دو مرتبه كه روز دوشنبه و روز پنجشنبه بود روى قبر شهيدان مىآمد و ميفرمود :
پيامبر خدا در اينجا بود و مشركين در آنجا بودند .
در روايت ابان از حضرت صادق نقل مىكند كه فرمود :
حضرت فاطمه بر سر قبر شهداء نماز خواند و دعا كرد تا از دنيا رحلت نمود .
25 - در كتاب : كافى از محمّد بن مفضل نقل مىكند كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود :
فاطمهء اطهر نزديكى از ستونهاى مسجد حضرت رسول آمد و با پيغمبر خدا اين چنين خطاب كرد و اين دو شعر را خواند :
1 - پدر جان ! بعد از تو قيل و قالها و سر و صداهائى بپاشد كه اگر تو ميبودى
هامش
( 1 ) در افواه و زبان مردم نام آن كودك بىگناه : محسن بضم ميم و سكون حاء گفته مىشود . در صورتى كه اين طور نيست . بلكه اين نام را به : ضم ميم و فتح حاء و سين با تشديد ضبط نمودهاند ، كه به اصطلاح علم صرف اسم مفعول از باب تفعيل است . مترجم .