با زمين يكسان نمودند تا موضع قبر معلوم نشود ! ! 21 - در كتاب : كافى از حضرت امام حسين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
موقعى كه فاطمهء زهراء قبض روح شد ، حضرت على بن ابى طالب آن بانو را مخفيانه به خاك سپرد و موضع قبر مقدسش را محو نمود . آنگاه برخاست و متوجه قبر مبارك پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شد و گفت :
يا رسول اللَّه ! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد ، همان دخترت كه به زيارت تو آمده و در بقعهء تو خوابيده و خدا خواست بسرعت به تو ملحق شود .
يا رسول اللَّه ! از فراق دختر برگزيدهء تو صبر و شكيبائى من قليل و اندك شده ، قدرت من از دورى بزرگترين زنان يعنى فاطمهء اطهر ضعيف گرديد ، ولى براى مفارقت تو تأسى نمودن موجب تسليت من خواهد شد . من تو را بدست خود به خاك سپردم ، در صورتى كه جان مقدس تو در گلو و سينهء من بود . آرى آنچه كه در قرآن است مىپذيرم و ميگويم :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
يا رسول اللَّه ! آن امانتى را كه به من دادى پس گرفته شد ! سپرده باز گرفته شد ! فاطمهء زهراء را بردى ، يا رسول اللَّه ! چقدر اين آسمان سبز و زمين غبار آلود در نظر من تيره و تار است ! ! غم و اندوه من هميشگى گرديده ! شب من با بيخوابى ميگذرد ! اين غم از قلب من خارج نميشود تا آن موقعى كه خدا مرا در آن خانهاى كه تو در آن هستى وارد نمايد ! در دلم دردى است كه آن را جريحه دار مىكند هم و غمى است تحريككننده ! چه زود بود كه بين ما جدائى افتاد ! ! من درد دل خود را براى خدا ميگويم .
دخترت به زودى تو را از اينكه امت تو متحد شدند و حق او را پايمال نمودند آگاه خواهد كرد ! جريان را از فاطمهات جويا شو و شرح حال را از وى بخواه ! چه غم و غصههائى كه در دل او جاى گزين شدند ! و نميتوانست براى كسى درد دل كند . وى همهء آنها را براى تو خواهد گفت . خدا كه بهترين حكمكنندگان