تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
1 - و لاى حال لحدت * بالليل فاطمة الشريفة 2 - و لما حمت شيخكم * عن وطئ حجرتها المنيفة 3 - اوه لبنت محمد * ماتت بغصتها اسيفة
1 - يعنى براى چه بود كه فاطمهء شريفه در شب به خاك سپرده شد ! ؟ 2 - براى چه بود كه شيخ و بزرگ شما را از ورود در حجرهء مباركهء خود ممنوع كرد ! ؟ 3 - آه براى دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه با غصه و تأسف از دنيا رفت . 20 - در كتاب : روضة الواعظين مينگارد : حضرت فاطمهء زهراء به شدّت مريض شد و مدت چهل روز مريض بود تا اينكه وفات يافت . هنگامى كه يقين بمرگ پيدا كرد ام ايمن و اسماء بنت عميس را خواست و فرستاد تا حضرت امير عليه السّلام هم آمد ، آنگاه فرمود : يا ابن عم ! اجل من فرا رسيده . من ساعت به ساعت خودم را اين طور مىبينم كه دارم به پدرم ملحق ميشوم من در بارهء اين مطالبى كه در قلب خود دارم به تو وصيت ميكنم . حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : اى دختر پيغمبر هر وصيتى كه دوست دارى بكن ، سپس حضرت امير بالاى سر حضرت زهراء نشست و دستور داد : افرادى كه در ميان اطاق بودند خارج شدند . پس از اين جريان حضرت فاطمه فرمود : يا بن عم ! آيا در اين مدتى كه تو با من معاشرت داشتى دروغ و خيانت و مخالفتى از من ديدى ؟ حضرت امير عليه السّلام فرمود : ابدا ! ! پناه به خدا ميبرم ! تو به وجود خدا داناتر و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامىتر و از خدا خائف‌تر از آنى كه من تو را به علت مخالفت نمودن سرزنش نمايم . حقا كه مفارقت و فقدان تو براى من بسيار ناگوار است ، ولى چه بايد كرد ، چاره‌اى نيست . به خدا قسم كه تو مصيبت پيامبر خدا را براى من تجديد كردى ، حقا كه فوت و از دست رفتن تو خيلى براى من سنگين و بزرگ است .
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 203 | العلامة المجلسي / محمد نجفى