تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
دوست تو و محبوب تو مىباشد . همان على كه تو او را از زمان كودكى پرورش دادى در زمان بزرگ بودنش با وى برادر شدى ، همان على كه محبوبترين اصحاب تو بود ، همان على كه در اسلام آوردن و هجرت نمودن و يارى كردن تو بر همه سبقت گرفت ، ما تو را از دست داديم ، گريه قاتل ما خواهد بود ، تأسف دچار ما گرديد . سپس آن بانو فريادى زد و ناله‌اى كرد كه نزديك بود روح از بدنش مفارقت نمايد ، آنگاه اين اشعار را انشاد كرد كه اول آنها اين است :
1 - قل عبرى و بان عنى عزائى * بعد فقدى لخاتم الأنبياء
1 - يعنى صبر من قليل و عزاى من آشكار شد بعد از آنكه خاتم انبياء را از دست دادم . 2 - اى چشم من ! اشك فراوان بريز ، اى چشم من ! واى بر تو ! بخل مكن و خون گريه كن . 3 - اى رسول خدا ! اى برگزيدهء خدا ! اى پناگاه يتيمان و ضعيفان . 4 - حقا كه كوه‌ها و وحوش و پرندگان و زمين بعد از گريه كردن آسمان براى تو گريان شدند . 5 - پدر جان ! قبرستان حجون و ركن و مشعر و بطحاء از براى تو گريان شدند . 6 - محراب عبادت و مجلس درس قرآن كه در هر صبح و شام تشكيل ميشدند براى تو گريه ميكنند . 7 - دين اسلام كه در ميان مردم يكى از غرباء بشمار ميرود در مصيبت تو گريان گرديد . 8 - كاش آن منبرى را كه بر فراز آن ميرفتى ميديدى كه چگونه ظلمت آن را بعد از نور فرا گرفته . 9 - اى خداى زهراء ! اجل مرا به زودى برسان ! زيرا زندگى من تيره و تار گرديد .